جکستان
سلام خوبی ؟ خوشی؟ سلومتی ؟
امیدوارم هرجا هستی خوب و خوش باشی اگه هم نیستی این جوکارو بخونی یخورده شاد شی
۱.يه روز يه مرده ميره پيش خدا ميگه خدايا چرا دخترا رو خشگل آفريدي خدا ميگه : براي اينكه شما دوسشون داشته باشيد دوباره ميگه خدايا پس چرا احمق آفريديشون خداميگه : براي اينكه اونها هم شما رو دوست داشته باشند
۲.ترکه میره خواستگاری. پدر عروس میگه این گلی که توو لبستونه شمارئ اذیت نمیکنه؟ میگه: نه ولی گلدونش که توو شلوارمه اذیت میکنه
۳.پیرزنه قورص اکس میخوره میاد بیرون میگه: من ترانه ۱۵ سال دارم
۴.به هاشمی مگین حالا که رای نیاوردی چیکار میکنی؟ میگه: میشینم میخونم واسه رهبری
اگه نظر ندی دیگه جوک نمیزارم خوش باشی
۱. ببخشید که دیروز جک نذاشتم آخه مشکل داشتم اگه نظر بدین بیشتر جک میذارم
۲.ترکه تو یک دهی دکتر بوده، میخواسته به یک زنه آمپول بزنه. زنه ازین شلیتههای لایه لایه پوش بوده، هرچی ترکه دامناش رو بالا میزده، تموم نمیشده. آخر ترکه شاکیمیشه به زنه میگه: ببخشید خانم، کون شما صفحه چنده؟
۳.به یه رشتیه میگن: خانمت با پنج تا مرد سبیل کلفت سوار یه پیکان بودن داشتن تو یه سر بالایی میرفتن. رشتیه میگه: بابا ایوالله! این پیکانای سری جدید عجب موتوری دارند
۴.دو تا دانشجو پزشکی داشتن تو خیابون میرفتن، میبینند جلوشون یه یارو داره گشاد گشاد راه میره. یکیشون میگه: این بابا بواسیر داره. اون یکی میگه: نه این آپاندیسشو عمل کرده. خلاصه هی با هم بحث میکنن ولی به هیچ نتیجه ای نمیرسن، میگن بریم از خودش بپرسیم. میرن به یارو میگن: آقا ببخشید، ما دیدیم شما اینجوری راه میرین، با هم شرط بندی کردیم، من میگم شما آپاندیستون رو عمل کردین ولی رفیقم میگه شما بواسیر دارین. یارو میگه: والله هرسه تامون اشتباه کردیم! منم اول فکرمیکردم گوزه، ولی نامرد، ان بود!
* تركه فيلم جيمز باند ميبينه خيلي خوشش مياد. يكي ازش ميپرسه اسمت چيه ميگه: فَر...گضن فر!
* تركه و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان! افسره برميگرده به تركه ميگه اسم توچيه؟! تركه اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!
* تو جزيره آدمخورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نميگه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نميگه و پول و ميده و ساندويچش رو ميخوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو ميكوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:آخه عزيز من،اين يكي مغز تركه، بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!
* تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!
* يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه!
* تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!
* تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!
* تركه ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه دهنشون رو سرويس كنه. ملت هم ميان هر كي يه چيزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن. خلاصه تركه راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برميگرده. مردم دورش جمع ميشن، ميپرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ تركه پاميشه يا حال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام ميجنگيدم؟!
*تركه به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه: كار ميكنه، كار نَميكنه، كار ميكنه، كار نَميكنه...!
* به تركه ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه: سيب، سير، سحر! ميگن: سحر كه ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه!
* تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!
* تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده! خودم ميرم!
* آويني تو جنگ كشتهميشه، به تركه ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده. تركه ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه: ببخشيد، منزل شهيد آويني؟!
* تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟ رفيقش ميگه: آره! ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!
* يارو تركه عرق ميخوره ميبرنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو ميده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر! يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو .... بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادرا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!
* اواهه ميخوره زمين، ميگه: اِوا! تو هم جاذبه!
* تركه با ماشين ميره تو دره، بهش ميگن: چي شد بابا؟ چرا افتادي تو دره؟ ميگه: والله ما داشتيم تو جاده با ماشين ميرفتيم، هي جاده پيچيد، من پيچيدم، دوباره جاده پيچيد، باز من پيچيدم، يهو جاده پيچيد، من نپيچيدم!
* تركه و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نميزدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه ميگذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ميبينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!
* تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!
* تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا ميگيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره ميگذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميكنم!
* تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا ميكرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!
* تركه خودشو دار ميزنه، بعلت ضربه مغزي ميميره! ميان ميبينند با كِش خودشو دار زده!
* يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!
* تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، قنده؟!
* تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه: امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟!
* يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟ ميگه: اشپيل ديگه چيه؟ ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو ميگه: يعني چي؟ درست تلفظ كنين من بفهمم. يارو ميگه: بابا جان اشپيل، ديگه! يارو ميگه: آقا من كه نميفهمم شما چي ميگين، بگذارين به همكارم بگم شايد اون بفهمه. رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد. بهش ميگه: آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره، بعد همكاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟ ميگه: اشپيل! ميگن: بابااين اشپيل ديگه چه كوفتيه!؟ اصلاً برو يكم از اين اشپيل ور دار بيار ببينيم چيه. يارو ميره و بر ميگرده ميگه: اشپيل تموم شد!
* عربه ميره مغازه با لهجه ميگه:آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه: داريم، ولي نه به اين غليظي!
* تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، ميگه: عزيزم من لهجه دارم؟ دختره ميگه: آره. تركه ميگه: پس من قطع ميكنم دوباره ميگيرم!
* تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!
* تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده!
* شيرهايه ميخواسته تاكسي بگيره، به يك تاكسي ميگه: مُشتقيم! تاكسيه، پنج متر جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه: اي بـابـا! من كه ميخواستم اونجا پياده شم!
* تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟
* به تركه ميگن: نظرتون راجع به سريال امام علي چيه؟ ميگه: خيلي عاليه، فقط اگه ميشه يخورده قطام شو بيشتر كنيد!
* تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا ميخواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد ميكنه كه: خوب بابا همه تو آب ميشاشند! يارو ميگه: آره، ولي نه از رو دايو!
* تركه تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه. به كنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، يك دقيقه اين ميله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم!
* تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!
* تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين سريال امام علي كه همش بدآموزي داره! يارو ميگه:چرا آقا؟ براي چي؟ تركه ميگه: بابا الان دو هفتهست هروقت ميام پسرمو تنبيه كنم، ميدوه ميره تو كوچه لخت ميشه
* يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچهها در رين صاحابش اومد!
*عربه هي ميگوزيده، بعدش يك ليوان آب ميخورده. ازش ميپرسن: چرا هي بعد از گوزيدن آب ميخوري؟ ميگه: ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك ميشه!
* تركه ميره راهپيمايي، ميبينه شلوغه برميگرده!
* تركه 19 تا بچه داشته، بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر!
* تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!
* دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، دو تا كوكا سفارش ميدند، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، شروع ميكنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ببخشيد،شما نميتونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم ميكنند، ساندويچاشونو باهم عوض ميكنند!
*تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!
* تركه كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!
* كرده تو كردستان پونزده نفرو ميكشه، تو دادگاه به حداكثر مجازات محكوم ميشه. ميگيرن شلوارشو درميارن، پاش استرچ ميكنند!
* سياه پوسته ميگوزه، زنش تا يه هفته داشته از رو زمين دوده جمع ميكرده!
معدن جک
يك روز يه تركه از بالاي هواپيما ميافته مي گويد يا جد بزرگوار يك دفعه سوار خر مشود
یه روز یه میخه میفته تو اب زنگ می زنه فرار میکنه
به یه ترکه میگن یه جمله بساز توش اب باشه میگه لوله
از يه قزوينيه ميپرسن بزرگترين سد دنيا چيه ميگه شلوار
يه روز يك تركي خروسش را گم ميكنه !!بعد از ظهر ان روز به امامزاده ميرود و يك گوسفند قرباني ميكند كه خروسش پيدا شود
يه تركه براي اولين بار ميره استاديوم اولين نفري كه ميبينه باهاش دست ميده بعد ميفته تو رودربايستي با همه دست ميده ، بعد نگاه ميكنه به اطراف ميبينه هيچ كس نيست همه رفتن و بازي هم تموم شده.
يه روز به يه رشتيه ميگن از زنت ميترسي ، با تعجب نگاه ميكنه بعد با صداي بلند ميگه كي من مثل سگ....
به رشتيه ميگن شنيدي خانه عفاف درست شده ميگه چه خوب ديگه زنامون سر پناه دارن
یه ترکه می ره تظاهرات میبینه شلوغه برمی گرده
يه روز يه جوجه تيغي با يه مار ازدواج ميكنه بچشون سيم خاردار ميشه
به ترکه میگن زبان اشکانیان چه بود میگه گریه
یه شب یه نفر یه دو هزار تومنی توی دستش بود میخواست بره مشروب بخره
تو راه یه مامور میبینه یهو پول و انداخت تو جو
یهروز به یک تریاکی میگن یه شعری باسه مابخون :
میگه:آشم و لاشم آخه تریاکییییم
دلشته که آشم و لاشم ولی یه بافول دالم که غیمتش گلونه
يه ماره داشت گريه ميكرد گفتند چته؟
گقت بعد يه عمر عشق و عاشقي فهميدم
طرف شلنگه
تركه مي ره تو چاه مي گن چرا رفتي اون جا ؟
مي گه مي خواهم عميق فكر كنم
یه نفر انقدر قدش کو تاه بود دهنش بوی جوراب می داد
بهروز خالی بند رو با خشایار به جهنم میبرند بهشون میگن یک آوانس بهیون میدیم . می خواین برین جهنم ایرانیها یا خارجیها ؟ بهروز میره جهنم خارجیهاوخشایار میره جهنم ایرانیهابعد بهشون میگن تو جهنم خارجیها هفته ای یک بار آتش داریم آما تو جهنم ایرانیها هر روز .چند روزی میگذره بهروز میره جا خشایار میبینه که او نشستهخ با رفقاش داره جوک میگه میپرسه اینجا چه خبره میگن بابا اینجا جهنم ایرانیعاست یک روز آتش هست یک روز نیست یا یک روز هم یارو نیست
یک روز بهروز خالی بند تو اتوبوس یه زنه رو می بینه که حامله است بهش میگه خانم ین چیه زنه میگه بچمه بهروز می گه دوسش داری زنه میگه آره بعد بهروز میگه پس چرا قورتش دادی
از يك تركه ميپرسن كدوم بچه ات را از همه بيشتر دوست داري ميگه اون وسطي را ميپرسن براي چي ميگويد چون سيد است
بچه هه از باباش مي پرسه؟ بابا خرها هم زن
مي گيرن؟ باباهه مي گه: آره پسرم، فقط خرها زن مي گيرن
یه روزی يک عربه ميره جنگل حيونای چنگل دورشو مِگرن هو مِکشن و ميخندن
عربه شاکی ميشه ميره پيش سلطان جنگل شير حيونا را جمع ميکنه ميپرسه چرا بهش خنديد
يکی ميگه اخه همه ما دممون به پشتمون چسبيده اين به جلوش
به ترك مي گن كجا ميري ميگه دارم بر ميگردم
به ترك ميگن چند سالته مي گه نشماردم
ترکه دفتر خاطراتش تموم می شه ! دفتر رو می اندازه دور
در یک پادگان افسری نام سربازها را می پرسید ;اولی گفت:اسمم فری قربان افسر
ان فرد دعواکرد وگفت:فری نیست فریدون درست,دومی که اسمش قلی بود از ترسش گفت:
قلی دون....!
مردي از كلوپي ميپرسه يه فيلمي دارين توش اخوند نباشه كلوپي ميگه اره نوار خام
یه روز معتاده داره نعشه میشه بچه ها هم تو کوچه فوتبال بازی می کنند توپ بچه ها می افته تو حیاط معتاده یکی از بچه ها در می زنه میگه توپم معتاده هم میگه منم توپم
تركه مي خواسته گردوبشكنه ميذاره زير پاش با سنگ ميزنه تو سرش...
یه روز دوتا در باهم ازدواج میکنند بچشون میشه دربه در
تركه ميره از مغازه اي مي پرسه آقا اين تلوزيون چنده ؟ فروشنده ميگه ما به ترك ها چيزي نمي فروشيم !
تركه ناراحت ميشه و يك روزه ديگه كه لباس و لهجه خود را كاملا فارسي كرده بود مي پرسه آقا لطفا اين تلوزيون چنده ؟ فروشنده مي گه ما به تركها جنس نمي فروشيم ! تركه خيلي نا راحت مي شه و چند روز ديگه كه لباس رنگا رنگ پوشيده و دم اسبي كرده و بت لهجه تهروني مي گه تلوزيون چنده ؟ فروشنده باز مي گه ما به ...... تركه ناراحت ميشه مگه آخه از كجا فهميدي من تركم فروشنده مي گه آخه فقط تركها به آكواريوم مگن تلوزيون !
مامانه داشته واسه بچش لالايي ميخونده. بعد از يه ربع، بچهه ميگه: خوب مامان خفه شو ميخوام بخوابم
يه سري به لره ميخواسته ثابت كنه از تركا خر تره ميره واميسته تو بيابون شروع ميكنه ماهي گرفتن يهو ميبينه يه تركه از پشتش داره باقايق رد ميشه
به تركه ميگن اسمت چيه ميگه چراغعلي ولي تو خونه صدام ميكنن لوستر
يه کرمه مي فته تو بشقاب ماکاروني، مي گه:
آخ جون چه بمال بمالي يه!!!
یه ترکه پشت مغازه اش مینویسد امام با دوغ و بسیجی ها به او گیر میدن و او می گوید بهتر از شما است که پشت پاسگاه نوشتید خدا با ماست
_به ترکه می گن اینهمه جک درباره شمامیگن ناراحت نمیشید ترکه می گه:اینا برای شما جکه برای ما خاطره است
به تركه مي گن يه شعر بخون كه توش خيار باشه مي گه : خيار؛ صد دانه ياقوت دسته به دسته...
هم ولايتي هاي غضنفر براي سال جديد، مي آن و اسم شهرشونو عوض مي کنن و مي ذارن
منچستر، بعد دم در ورودي شهر مي نويسن: به شهر منچستر خوش آمديد، شهر داري تبريز
یه روز به یه ترکه میگن فرق انجیر و زنجیر چیه ؟ میگه : فرجش اینه چه اجه آدم زرنج باشه زن جیرش میاد اما اجه آدم زرنج نباشه ان جیرش میاد
یه روز یه آبادانی میره انتقال خون بهش میگن آقا چند سی سی خون بگیریم
میگه آقا ما سی سی میسی سرم نمیشه لوله بزار بکش
یک روز مادر یک ترکه میمیره به هش می گن: تسلیت عرض می کنیم حالا مادرتون چطوری به رحمت خدا پیوست؟ ترکه می گه: بابا رفته بود بالا پشتبوم رخت پهن کنه می افته پایین می میره!
به هش می گن خدابیامرز در جا مردن؟
می گه: نه بابا بعداز اینکه از رو پشتبوم افتاد افتاد روی کولر کولرو شکست اومد پایین! گفتن: بعد از کولر افتاد مرد؟ گفت : نه بعد از اینکه کولر رو شکست افتاد روی تراس تراس رو شیکست اومد پایین یارو عصبانی شد گفت انشاء الله همنجا مردند؟ ترکه گفت نه دیدیم داره همه جای خونه رو خراب می کنه با تیر زدیمش!
تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش ، باباي طرف گوشي رو برميداره ، هول ميشه ميگه : ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!
یه روز بامشاد میره قزوین . یهو یه نفر انو انگشت میکونه!بامشاد برمیگرده میگه(بامشادی):-چی داداش؟بعد دوباره هنگشتش میکونن.این بار میگه:-ایول ایول
يه روز غول چراغ جادو به تركه ميگه 3 تا آرزو كن . تركه ميگه 1- پژو بخرم2 -بازم پژو بخرم 3-بازم پژو بخرم . بعد غول چراغ جادو ميگه كه با با چرا 3 تا پژو ؟ 3 تا پژو مي خواي چي كار كني؟ تركه ميگه (با لهجه تركي) : آخه تو كه نميداني . مي خوام 3 تا پژو رو بفروشم ماكسيما بخرم
دمتون گرم نظر یادتون نره
خوب است یا نه
نظر یادتون نره
براي باشكوه تر شدن نماز در قزوين سوره بقره را به ركوع اضافه كردند
رشتيه براي صرفه جويي در مصرف اب زن حامله مي گيره
به تركه مي گن يه پستاندار پرنده نام ببر مي گه مهاندار هواپيما!!!!5
تركه ميخ ميره توي پاشنمي تونه درش بياره چكش مي زنه كجش مي كنه!!!
تركه توي جمع مي گوزه براي اينكه كم نياره مي گه گوزيه گوووووووز بدو حراجش كرديم!!!
تركه روي تخت مي خوابه خوابش سنگين مي شه تختش مي شكنه
مي دوني فرق تو با گوز چيه گوزو مي شه از دلم بيرون كنم اما تو رو نه
مي دونين فرق بلال با خيار چيه
بلال توي فيلم محمد رسولا.. بازي كرده اما خيار نه
مي دونين شباهت بين بلال وخيار چيه
هيچ كدوم توي فيلم تايتانيك باز ي نكردند
تركه برف پاك كن ماشينش رو مي زنه هيپنتيزم مي شه
به تركه مي گن با توله سگ جمله بساز مي گه طول سگ ضرب در عرض سگ ميشه
مساحت سگ!!!
يه روز يه باباي دستش قطع بوده خيلي هم از زندگي نا اميد بوده توي يه خيابون يه يارو رو مي بينه
كه خيلي قر ميداده بالا پايين مي پريده مي ره جلو تر مي بينه كه اي اصلا دست نداره ميگه باب دمت گرم
چه روحيه اي داري يارو گفت برو بابا كدوم روحيه كونم مي خواره نمي دونم چي كار كنم
تركه داشته پرتقال پوست مي كنده تو دلش مي گه خدا كنه توش موز باشه
به تركه مي گن كجا مي شيني مي گه هر جا كه خسته شدم (يخ بود ببخشيد)
تركه مي ره ورزشگاه يه موج مكزيكي مياد غرق مي شه
خوش باشید![]()
تركه بابا ش ميميره هفتش خيلي شلوغ مي شه واسه چهلم بليط مي فروشه
به تركه ميگن مثل اينكه تنت مي خواره مگه اره اخه يك ماه نرفتم حموم
اصفهانيه موبايل مي خره صفرشو قفل مي كنه!!!
وقتي كانديداي ريس مهروي شدي خيلي خوشحال شدم حتما خيلي خرج كردي كه عكستو روي قطي هاي شير زدن!!!
يه بار به يه تركه مي گن با حسين فهميده جمله بساز مي گه حسن گوزيده حسين فهمیده!!!!
توي شهر قضنفر اينا داشته راز بقا نشون مي داده يه دفعه دوتا خر مي افتن رو يه شير رو ميكشنش بعد برنامه قطع می شه و اين اهنگ پخش ميشه ورزشكاران دلاوران نام اوران.....
ترکه به دوستش می گه می خواستم دکترا بگیرم نذاشت
می خواستم فوق لیسانس بگیرم نذاشت
می خواستم لیسانس بگیرم نذاشت
میخواستم دیپلم بگیرم نذاشت
دوستش می گه خوب کی نذاشت
می گه کون گشادم!!!
میدونین چرا ترکا دو دستی دست می دن
.
.
.
.
.
.
جون فرق بین دست چپ راستشون رو نمی دونن
دوتا ترک سر این که کدوم وسط بخوابن دعواشون می شه
به ترکه می گن چند تا بچه داری می گه دوتا می پرسن کدوم
بزر گتره می گه اولی ....
به ترکه می گن اسم خونوادت رو بگو میگه
صا ایران موبایل امریکا
می پرسن یعنی چی؟
میگه دخترم صا ایرانه که هر روز بهتر از دیروز
زنم موبایل که هیچ وقت در دسترس نیست
خودمم امریکا که هیچ غلطی نمی تونم بکنم
پیر زنه توی اتو بوس می گفته نی نای نی نای نی نای
همه براش دست می زدن بعد یهو دست می کنه توی کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار
ترکه میره نماز جمعه جو میگیرتش موج مکزیکی میاد
به ترکه میگن شما ترکی میگه نه به خدا بیا بگرد
قزوینیه هفت جلد مثنوی می نویسه به نام خسرو و فرهاد
دوتا بسیجی با هم ازدواج می کنن بچه شون می شه شهید
یه روز یه مرده می ره پیش اخونه می گه درسته که می گن شهیدان زنده اند می گه اره درسته اخونده می گه چه طور ؟ می گه خوب عرسوم سه ماهه حامله است
ترکه توی گرمای تابستون می ره زیر لحاف بهش میگن تو ترکی میگه چیه از زیر لحاف هم معلومه
روی در وازه قزوین نوشتن پشت گرمی شما باعث دلگرمی ماست
امیدوارم خوب باشه![]()
لره ميخواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!
- کرده سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!
- يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق ميكردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز ميكنند، ميبينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه ميترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو ميبندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز ميكنند، ميبينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نميكنند دست بزنند. بعد جمجمه يك کرده رو باز ميكنند، ميبينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون ميگن: خوب ما اينو قطع ميكنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش ميكنيم! خلاصه سيمه رو قطع ميكنند، يهو گوشاي کرده ميافته!
- کرده سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!
- به يك کرده ميگن: 2*2 چند ميشه؟ ميگه: 5 تا! ميگن: برو بابا، 4 تا ميشه! ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!
- آويني تو جنگ كشتهميشه، به تركه ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده. تركه ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه: ببخشيد، منزل شهيد آويني؟
- لره از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!
- لره ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه: امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟!
- کرده رفته بوده استخر، مسؤول اونجا ميخواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. کرده داد و بيداد ميكنه كه: خوب بابا همه تو آب ميشاشند! يارو ميگه:آره ولی نه از روی دایو..
- يارو کرده تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، کرده ميگه: بچه صاحابش اومد در رین
- دو تا کرده ميرن يك رستوران كلاس بالا، دو تا كوكا سفارش ميدند، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، شروع ميكنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ببخشيد،شما نميتونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. کردا يك نگاهي به هم میکنن ساندویچهاشونو با هم عوض میکنن
- چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحتتر ميخوابم! واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد!
- کرده سرشو قيرگوني كرده بود، ميگن چرا اينجوري كردي؟ ميگه: بينيام چكه ميكرد!
- لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده، آسفالت زياد مياره، سرعت گير ميذاره!
غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري كولت؟غضنفر ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد!
- به کرده گفتند: 17 شهریور چه روزیه ؟ کمی فکر کرد و گفت : فکر کنم 15 خرداد باشه؟!!!
رشتیه تا ده سال براي مادرش عزاداري ميكرد و همش گريه ميكرد . بهش گفتند : آخه چقدر گريه ميكني ، ده سال گذشته گفت: "آخه هر وقت يادم ميافته كه موقع خاكسپاريش چه دست و پايي ميزد جيگرم آتيش ميگيره "!!!
علي كوچولو از خواب پا ميشه ميبينه مامانش نشسته رو شيكم باباش و داره تند تند بالا پايين ميپره!!!!!!!!!!!! يهو ميگه: مامان داري چيكار ميكني؟ مامانش هول ميشه ميگه: هيچي عزيزم! شكم بابات گنده شده بود دارم بادش رو خالي مي كنم! علي ميگه: مامان جون اين كارا فايده نداره چون فردا كه بري سر كار دوباره دختر همسايه پاييني مياد خونمون با دهنش تو شكم بابا فوت ميكنه،!!!!
یارو پيرمرده ميره دكتر، دكتره (علاوه بر نيم كيلو قرص و آمپول) براش آزمايش اسپرم مينويسه. پيرمرده ميپرسه: دكتر جون، جريان اين آزمايش اسپرم چيه؟ دكتره ميگه: چيزي نيست پدرجان، شما اين شيشه رو بگير ببر خونه، شب يك حالي به خودت بده، نتيجه رو بريز تو اين شيشه. خلاصه پيرمرده شيشه رو ميگيره ميره خونه، فردا برميگرده مطب، دكتره ميبينه شيشه همچنان خاليه. ميپرسه: چي شد پدرجان، اين شيشه كه خاليه؟ پيرمرده ميگه: نشد دكترجان.. نشد! دكتره ميپرسه: يعني چي نشد؟ پيرمرده ميگه: والله من ديروز رفتم خونه، اول با دست راست امتحان كردم، ...نشد. بعد با دست چپ امتحان كردم، بازم نشد. بعد با دو دست... نشد كه نشد! خانم روصدا كردم، خانم با دست چپ امتحان كرد، نشد. با دست راست امتحان كرد، نشد. حتي با دهن امتحان كرد، باز هم نشد! خلاصه كبري خانم زن همسايه رو صدا كرديم، ايشون با هر دو دست امتحان كردن، نشد... حتي گذاشتش لاي زانوش... نشد كه نشد! دكتره كف ميكنه، ميگه: خانم همسايه رو هم صدا كردين؟! پيرمرده ميگه: بــعــلــه دكتر جون، خلاصه كه هرچي چندنفري زور زديم، در اين شيشه صابمرده باز نشد كه نشد
بابا نظر بدین دیگه راستی سالار جان من بچه تهران هستم![]()
جکها:
-يه قزوينی وصيت ميکنه قبرشو شيب دار بسازن. ميپرسن چرا؟ ميگه :آخه ميخوام روم سرسره بازی کنن يه ثوابی ببرام!
-يه بار قزوين زلزله اومد خونه ريخت رو سره مرده. ميپره تو حياط يه دفعه يه بچه ميفته تو حياط ميگه خلقته خدارو هنوز زلزله تموم نشده امداد مردمی رسيد!
-اخبار ديروز: به يك زن رشتي كه در پارك ميدويد تجاوز شد! (اخبار امروز
-ليلون بچهدار ميشه، با اعتراض به شيرفرهاد ميگه: مگه قرار نبود بچهدار نشيم! شير فرهاد شلوارشو ميكشه پايين ميگه: اييي هيچي نوفهمه!
-ترکه اسير آدمخورا ميشه ميندازنش تو ديگ يکدفه هر هر ميزنه زيره خندهميگن : براچي ميخندي ؟ميگه: آخه شاشيدم تو غذا تون
-بچه ترکه به باباش ميگه :بابا چرا ما مثل ديگران با هواپيما نميريم کانادا ؟؟باباش گفت :خفشه بچه شناتو بکن! )
-بچه اي که سوار اتوبوس بود به مردي که بيماري گواتر داشت زل زل نگاه مي کردحوصله مرد سر رفت و به بچه گفت: اگه باز هم مرا نگاه کني ميخورمت ها..بچه گفت : اول اون يکي را که خوردي قورتش بده تا نوبت به من برسه !
-اصفهانيه به پسرش مي گه برو از خونه همسايه دو تا نون بگير ..پسره ميره وبرمي گرده ميگه: بابا همسايه نون نداد !مي گه اه اينم چه خسيسه برو از توي يخچال خودمون دوتا نون بيار !
-اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت
1) همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن!
2) هر قلوپ نوشابه كه ميخورن به شيشه نگاه ميكنن ببينن تا كجاش رفته!
3)جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟
4) بستني ليواني كه ميخورن حتما درش رو ميليسن!
-به دستور شهردار قزوين و در راستاي زيباسازي منظره شهر منبعد زنگ منازل روي زمين نصب خواهند شد
محمود كه خيلي قوي بود, يك تنه ده نفر رو حريف بود چرا زخم و زيلي افتاده تو بيمارستان؟
- آخه يازده نفر ريختن و زدنش!!!!!
وكيل: من هرچه در توان داشتم براي نجاتت انجام دادم, ديگه كاري از دستم برنمياد.
قاتل: چرا برنمياد, نوكرتم, بيا و آقايي كن و بگو خودت مرتكب قتل شدي تا نوكرت تبرئه بشه!!!
پرويز وقتي ديد رفيقش كه تازه زن گرفته , مي خواهد به تنهايي سوار هواپيما شده و به ماه عسل برود, پرسيد:
پس زنت كو؟
رفيقش جواب داد:
اي بابا آدم در تمام عمر فقط يك بار ماه عسل داره, آن را هم نبايد به خاطر زنش ضايع و خراب كنه!!!!
عابري از يك نفر كه كنار خيابان ايستاده بود, پرسيد:
اينجا چرا ايستادي؟
مخاطب گفت: هفده, هفده, هفده...
عابر دوباره پرسيد: هفده, هفده يعني چه؟
گفت: فضولها رو ميشمرم و تو هفدهمي هستي...!!!
- اين بابا چيكار كرده كه جلبش كردن؟
- ميگن جيب كانگوروي باغ وحش رو زده!!!!
در سربازخونه.....
سرهنگ: اسمت چيه؟
سرباز: ممد.
سرهنگ: اين چيه دستت؟
سرباز: تفنگ.
سرهنگ: تفنگ؟ اين مملكتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و ....
سرهنگ رو به سرباز ديگر: اسمت چيه؟
سرباز: شعبان .
سرهنگ: اين چيه دستت؟
سرباز: خواهر, مادر ممده!!!!
مردي توي خيابان راه مي رفت و مي خنديد, دوستش بهش رسيد و پرسيد:
- چرا با خودت مي خندي؟ مگه ديوونه شدي؟
- نه, دارم براي خودم جوك تعريف ميكنم.
كمي كه جلوتر رفتند مرد آنقدر خنديد كه سياه و كبود شد, دوستش سئوال كرد ديگه چي شده؟
- هيچي تابحال اين جوك را نشنيده بودم!!!!
عمله اي طبقه سوم يك ساختمان در حال كاركردن بوده كه ناگهان يك تيرآهن از بالا ميفته و گوشش از بيخ كنده ميشه, سرعمله بهش ميگه:
- ناراحت نباش, ميريم پايين و پيدايش ميكنيم و ميديم دكتر پيوند بزنه.
همه ميرن پايين و شروع ميكنن به گشتن, سرعمله گوش رو پيدا ميكنه و ميگه:
- ايناها پيدايش كردم.
عمله ميگه: نخير, اين گوش من نيست, مال من يك سيگار اشنو پشتش بود!!!!
احساسات متضاد به چي ميگن؟
به وقتي كه مادر زنتون روي ماشين آخرين سيستمتون سقوط ميكنه!
وجه تشابه زير شلواري با ژيان چيه؟
با هر دوتاشون تا سر كوچه بيشتر نميشه رفت!
دختري كه خوشگل بوده با مادربزرگش ميره پارچه فروشي, دختر به فروشنده:
يك قواره پارچه بدين و قيمت پارچه رو ميپرسه.
فروشنده كه هيز بوده جواب ميده: قيمتش ۱۰ تا ماچ, و دختر قبول ميكنه.
وقتي فروشنده پارچه رو مي پيچيده و نوبت حساب ميرسه, دختر داد ميزنه:
- مامان بزرگ بيا حساب كن!!!!!
دو نفر با هم كشتي مي گرفتند, اولي كه دومي او را ضربه فني كرده بود, گفت:
عمو فكر نكن هنر كردي ها هر كي با من كشتي بگيره اول ميشه ها...!!!
قاضي: خانم چرا با صندلي زدين توي سر شوهرتون؟
زن: آخه آقاي قاضي زورم نرسيد ميز رو بلند كنم!!!!
قاضي: شكايت شما از اين آقا اينه كه ايشان به شما گفتن احمق, بي شعور, نفهم؟
شاكي: بله قربان عين حقيقته.
قاضي: خب اگه عين حقيقته پس چرا شكايت كرديد؟؟؟!!!!
روزي يك آباداني با ماشيني تصادف كرد راننده مقابل باعجله پياده شد و بهش گفت: ببينم داداش تو سالمي؟
- نه والله من سالم نيستم, جاسم ام...!!!!
روزي شخصي در شهر ادعا ميكند كه من خدا هستم.
مردم شهر او را پيش حكيم ميبرند و حكيم باشي براي اينكه او را بترساند به او ميگويد:
- مرد ديگري پارسال ادعا ميكرد كه پيغمبر است و من دستور دادم او را كشتند.
اين شخص جواب داد كار خوبي كرديد چون او فرستاده من نبود...!!!
آخ آخ آخ اكبر تو رو خدا شانس رو مي بيني.
- چي شده؟
- امروز صبح چتري رو كه ديشب ازت امانت گرفته بودم, تو اتوبوس جا گذاشتم.
- دستت درد نكنه تو اسم اين رو ميگذاري شانس؟
- معلومه, فكر كن اگه چتر خودم بود اسمش ميشد بدبختي...!!!!
راند اول مسابقه بوكس تموم شده بود و بوكسور در گوشه رينگ از ضربات حريف گيج و منگ افتاده بود.
مربي مشغول بادزدن بود كه زنگ راند بعد به صدا در آمد.
بوكسور ضربه خورده گيج باشنيدن صداي زنگ به مربي گفت:
عزيزم برو ببين كيه در ميزنه, آخ سرم!!!!
مردي بعد از تصادف شديد رانندگي در بيمارستان تازه به هوش آمده بود, با ناله گفت: چي شده؟ چي بر سر من آمده؟
پرستار گفت: آرام باش و شجاع, تو در تصادف پاهايت له شده و ما مجبور شديم هر دوتا رو قطع كنيم.
مرد گفت: عجب خبر بدي. هيچ خبر خوبي ندارين به من بدين؟
پرستار گفت: چرا, اين بيمار بغل دستي ات حاضره شلوار و كفشهايت رو به قيمت خيلي خوبي ازت بخره
يك فيزيكدان ايراني كه در سازمان فضايي ناسا كار ميكرد, اسم مادرزنش را در ليست داوطلبين اعزام به مريخ ثبت كرد. دوستانش پرسيدند
آيا او ميداند و به اين مسافرت رضايت داده است؟
فيزيكدان جواب داد:
ما براي خدمت به بشريت و علم بايد بيشتر از اينها قرباني بدهيم
يه روز دو تا دوست داشتند با هم صحبت ميکردند که يکيشون برميگرده ميگه :
امير من يه مدتيه دچار فراموشي شدم .
امير ميگه :
از کي ؟
يارو ميگه :
چي از کي ؟
يارو از تير ميره بالا از مرداد مياد پايين
یک اصفهانی چایی مییارد برای مهموناش ولی قند نمی یارد می گه به قند بالای یخچال نگاه کنید و چای بوخورید یه بچه ای میرد تو بهر قنده اصفهانیه میزنه پشت کله پسره ها می گه من گفتم چای با قند بوخور نه چای شیرین
اصفهانیه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، اصفهانیه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!!
اصفهانیه در حال مرگ بوده از زنش می پرسه محمد کجاست ؟ زنش میگه : همین جا کنارت نشسته . میگه علی کجاست ؟ زنش میگه اونطرفت نشسته . میگه حامد کجاست ؟ میگه اونم همین جاست . یهو داد می زنه پس برای چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه ؟؟؟
به یه اصفهانی می گن بایاماهاجمله بساز:!!!!!!! می گه:شماها خسیسین یاماها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
چندنفرمیخواستندبه پیک نیک بروند.تهرانی گفت:ماشینش بامن .رشتی گفت:ماهی کبابش با من.یزدی گفت:من هم برایتان قطاب میاورم. اصفهانی گفت:حالا که هر کدامتان چیزی می اورید من هم داداشم را می اورم
یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه سنندجی یه غذا خوب (بریانی ) پیدا می کنند و با هم شرط می بندند که هر کی شب بهترین خواب را ببیند غذا تحویل ان داده می شود شب میخوابند و صبح بیدار می شوند تهران می گد من دیشب خواب دیدم ملکه ونیز شده ام سنندجیه می گد من خواب دیدم تمام جهان در دست من است 0=| اصفانیه می گد برای هم خالی نبندید من دیشب که شما خواب بودید غذا را خوردم 0-|
از 5 راه ميشه تشخيص داد يه نفر اصفهانيه ، اول اينكه همشون زيرشلواري آبي راه راه مي پوشن ( البته شايد با خوندن اين مطلب سريع اونو عوض كنن ) ، دوم اينكه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهي به شيشه ميكنن به كجا رسيده ، سوم اينكه تا در بستني رو باز ميكنن سريع يه ليس به درش ميزنن ، چهارم اينكه وقتي براشون مهمون مياد دم در مي ايستند و به جاي اينكه بگويند بفرمائيد تو ميگن چرا نمياي تو ، پنجم اينكه من اصفهاني نيستم ، ولي چرا اين كار ها رو ميكنم
اصفهانیها چهلستون را میساختند 22تاستونش را برای روز مبادا نگه داشتند
یه روز یه تهرانی به یه اصفهانی میگد راست مگند اصفهانیا به خراشون میگند آمو؟ اصفهانیه هم خیلی خونسرد میگد آره آمو
یه روز یه اصفهانیه یه سکه 25 تومانی دستشه و داره از زیر دستش اب میچکه رو به دستش میکنه میگه تا 10 روز دیگه هم گریه کنی خرجت نمیکنم؟!؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یکروز یک اصفهانیه یک مگس درون چایش می افتد بعد از اینکه مگس را در میآورد به مگس می گوید تف کن تف کن.
يه اصفهانيه ميره خواستكَاري براي اقا زادش باباي دختر ميبرسه شما در دختر من جه جيزي ديدين كه اومدين خواستكَاري در دخترتون هيجي والا ولي تو حساب بانكي شما يك جيز هايي ديديم (البته با لهجه )
با عرض معذرت از تمامی دوستان عزیز: اصفهانيه داشته تو خيابون ميرفته كه يهو ميبينه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نياز به قضاي حاجت داره! خلاصه يخورده اطراف چرخ ميزنه تا آخر يك توالت عمومي پيدا ميكنه. خوشحال و خندان ميره تو كه يهو دم در يك مردك لندهور جلوشو ميگيره، ميگه: كجا عمو؟! اينجا توالتش ورودي داره، 200 تومن! اصفهانيه شاكي ميشه، ميگه: انصافتو شكر! يك ريدن دويست تومن؟! نميخوام! خلاصه مياد بيرون، يكم ديگه چرخ ميزنه ميبينه نه اوضاع خيلي خرابه، برميگرده، ميگه: درك بيا اينم دويست تومن. يارو ميگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودي جديد 500 تومنه! اصفهانيه تا فيهاخالدونش ميسوزه، ميگه: يعني چي؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برينه به صرفهتره! خلاصه باز شاكي مياد بيرون، يكم راه ميره، ميبينه الانه كه وسط آدم و عالم برينه به خودش، زود بر ميگرده، باحال زار يك پونصدي ميده، ميگه: بيا بابا اينم 500 تومن. باز صاب توالت يك ابرو ميندازه بالا، ميگه: تــُـچ! چون تو مضيقهاي وروديت ميشه هزار تومن! اصفهانيه كه ديگه عرق از بناگوشش سرازير شده بوده، ميگه: بابا سگ خور! بيا اينم هزار تومن، بزار برم برينم! خلاصه ميره تو. مردك توالتچي(!) ميبينه يك ربع گذشت، نيم ساعت گذشت، يك ساعت گذشت، آقا نيومد بيرون. ميره در توالت رو باز ميكنه، ميبينه اصفهانيه با كمربند خودشو دار زده، يك يادداشت هم گذاشته كه: "كسي كه تو اين گروني فرق گوز و ان رو نميفهمه فقط واسه مردن خوبه
یه خانواده اصفهانی بعد از یک هفته که موز خریدند مردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون برای اینکه مزه موز نره دیگه اب نخوردند
گروه خونی اصفهانیا -ab
یه بار یک نفر میخواسته یه اصفهانی رو بکشه تو غذاش موز میرزه
در زمان قدیم قانونی در تلگراف بود که اگر نام یکی از ماههای سال باشد پول آن کلمه گرفته نمی شد حالا لطیفه: یک سربازر اصفهانی در جنگ تیر می خورد به او میگویند اگر تلگرافیی داری بگو تا برایت ارسال کنیم او می گوید بله یک تلگراف دارم به نامزدم برسانید و حالا متن تلگراف : آ ذر مهر ابان بهمن تیر خرداد آ مرداد......(وهیچ پولی نداد)
یه روز یه اصفهانی موز می خوره معده اش Eror (پیام خطای کامپیوتر)میدهد
اصفهانیه پسرش بعد از ده سال از آمرکا برمیگرده میبینه پدرش یک متر ریش داره پسره میپرسه بابا چرا ریش گذاشتی پدرش میگه :آخه مادرت رو طلاق دادم ریش تراش هارو با خودش بردست
به ترکه ميگن: اگه يک کاميون طلا بهت بدن چيكار ميکني؟ ميگه: ايلده يکلام 2500 ميگيريم خالي ميکنيم!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
۲-تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
۳-ترکه زنشو می کشه ميره مرحله بعد !!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميافته تو دره، Game Over ميشه!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميخوره زمين، ...هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!!!!!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه ميپرسن: چرا ترك شدي؟ ميگه: ايلده نمره منفي داشت!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه به رحمت خدا يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار, اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمهسبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمهسبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخري تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفتهس.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو ميگيره كه نقصير شماهاست! زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم, تو خونه هم هروقت قورمهسبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونة مادرم بودم, اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد!!!
