تبليغاتX
جکستان
جکستان

جکستان

آخیش بعد از چند روز آدم به وبلاگ خودش سر می زنه چه حالی داره آقا خدایی امتحان سرم را شلوغ کرده بازم میام ولی طول میکشه جان من نظر یادتون نره

 به غضنفرميگن چرا زنبورها گل ميخورن؟؟
ميگه خوب حتما دروازه بانيشون خوب نيست

 


سرگذشت يك پسر در دانشگاه قزوين

( )
سال اول
( . )
سال دوم
( o )
سال سوم
( O)
سال چهارم


خدا رحم كرد واسه فوق ليسانس ادامه نداد


به غضنفر ميگن با باقيش جمله بساز،
غضنفر ميگه:ما ديشب پيتزا خورديم!
ميگن: پس كو باقيش؟

غضنفر ميگه :باقيش تو يخچاله!!

 


ازغضنفر مي پرسن تو چرا جورابت اينجوريه؟يه لنگش آبيه يه لنگش قرمز ؟ ميگه نميدونم والله ، يه جفت ديگه هم همينطوري تو خونه دارم !!

 


غضنفر ميره مشهد جلوي حرم ميگه: يا امام علي! قربون لب تشنه‌ات، فداي دست بريده‌ات، پس كي ظهور ميكني؟ والا خسته شدم اينقدر اومدم قم!!

 


یه بچه تو قزوین گم میشه
پلیس میگه از یابنده تقاضا می شود امشب که هیچی
فردا بچه رو به ما بدهد

که ما پس فردا بدیم به خانوادش

 


تو آزمايش دي.ان.اي يه رشتي مشخص ميشه كه بچش ماله خودشه

برا حفظ آبرو تكذيب ميكنه !

 


به دوستش میگه : می خواستم دیپلم بگیرم، نذاشت غضنفر
می خواستم لیسانس بگیرم، نذاشت
می خواستم دکترامو بگیرم، نذاشت
دوستش بهش میگه : کی ؟
میگه : کون گــــــــــــــشادم

 


جوايز قرعه كشي بانك تجارت شعبه قزوين

نفر سوم :۱كودك

نفر دوم: ۳ كودك

نفر اول :كليد طلايي يك مهدكودك


رفيق رشتيه داشته نصيحتش مي‌كرده كه: بابا اين زن تو ديگه گندشو درآورده، هر روز دم خونتون ملت بيست متر صف كشيدن برن اينو بكنن! بابا ديگه بايد طلاقش بدي. رشتيه ميگه: اووو! طلاقش بدم خودم برم ته صف؟!



قزوينيه دنبال يه بچه ميكنه، آخر سر تو يه كوچه بن بست گيرش مياره، بهش ميگه: بالام جان! سه تا كار ميتوني بكني: اول اينكه بال در بياري پرواز كني، دوم اينكه آب بشي بري تو زمين، سوم اينكه دستات رو بگذاري رو زمين توكل به خدا كني!



به غضنفر ميگن فرق كچل با هواپيما چيه ؟

ميگه : كچل كه فرق نداره . هواپيما هم نكته انحرافيه !!!

 


چرا تركا دو دستی دست ميدن ؟

چون هنوز دست راست و چپشون رو نميدونن كدومه !!!

 


یارو ميره جبهه . نارنجك به خودش می بنده ميره زير تانك خودی !

رو سنگ قبرش می نويسن : حسين نفهميده !!!


تو ارديبل مانور ميذارن ... دشمن فرضی پيروز ميشه !!!


ملت به آمریکا پشت می کنن..قزوینی ها میرن اقامت دایم آمریکا می گیرن...

 


قزوينيه ميميره، اون دنيا به علت 70 سال بچه‌بازي مستمر ميندازنش قعر دوزخ، پيش اژدهاي دو سر! يك مدت ميگذره طبقه‌هاي ديگه جهنم هي صداي آه و اوه و داد و بيداد مي‌شنيدن. بالاخره دو سه تا از فرشته‌ها ميرن پيش رئيس جهنم ميگن: اين بيچاره گناه داره، بگذار از پيش اين اژدها بياريمش بيرون. اونم ميگه باشه. همچين كه در سلول قزوينيه رو باز مي‌كنن، اژدهاي مي‌زنه بيرون، حالا ندو كي بدو! فرشته‌ها بهش ميگن: ‌بابا خجالت بكش! آخه چرا داري در ميري؟ اژدهاي ميگه: بابا اين دهن منو سروريس كرده! الان دو ماهه گير داده كه: بالام‌ جان تو كه دو تا سر داري، پس اونيكي كانت كجاست؟


آخرین خبر در رشت : فرزندان تک پدر ار خدمت معاف شدند...

 


رشتيه نفس زنان مياد خونه، به زنش ميگه: خانم جان چه نشستي كه به هركي كه پنج تا بچه داشته باشه، يك پرايد مجاني ميدن! زنش ميگه: مرد مگه زده به سرت؟! ما كه سه تا بچه بيشتر نداريم! رشتيه ميگه: خانم جان، از شما چه پنهون...من دو تا بچه هم از صغرا خانوم، طبقه پاييني دارم! الان ميرم ميارمشون. خلاصه ميره دو تا بچه ها رو مياره، وقتي برميگرده ميبينه دو تا از بچه هاش نيستن. از زنش ميپرسه: خانم جان، ياسر و علي كجا رفتن؟ زنش ميگه: والله تو كه پايين بودي، هوشنگ خان اومد بچه هاشو برد!!!

 


فریدون اکس می ترکونه منفجر می شه!!!!!

 


یه یاکریم با یه مرغ عشق ازدواج میکنن بچه دار که مسشن اسم بچه شونو میزارن ******** کریم عشقی

 


اخه الاغ . گوساله.بزغاله.بوفالو.میمون.خر.......... این همه حیوون .چرا شیر سلطان جنگل؟

 


 قاضی ميشه غضنفر

بهش ميگن حكم كن، ميگه پيك !!!

 


فریدون تو خارج میره fast food
میگه
: give me a sandwich
یارو می پرسه: to go؟

فریدون میگه: نه پدرسگ تو نون



رشتيه شب ميخواسته بره دستشويي به زنش ميگه : خانم جان من به قربان تو بشم يه دقيقه اين جاي من رو نگه دار الان بر مي گردم .


دو تا ترك سر اينكه كدوم وسط بخوابن دعواشون ميشه.

 


قزوينيه تو بستر مرگ افتاده بوده، همه خانواده و دوست و آشنا دورش جمع مي‌شن، ميگن: حاج آقا، وصيتي نداري؟ قزوينيه با حال زار ميگه: بالام‌جان..اوهو...‍وصيت مي‌زنم...اوهو..اوهو... بعد ازمرگم...اوهو...جسدم رو بسوزونيد...ازش پودر بچه درست كنيد!


قزوينيه هفت جلد مثنوي مي‌نويسه به اسم خسرو و فرهاد!



غضنفر توي پارك يه دختره رو ميبينه و خيلي باهاش حال مي‌كنه. ميره جلو ميگه: خانوم ببخشين، اسم شما چيه؟ دختره با عشوه جواب ميده: عطر گل ياس، اسمم ثرياس! بعد ازغضنفر ميپرسه: اسم شما چيه؟ غضنفر يه فكري ميكنه، با ادا ميگه: بوي گوز خر، اسمم گضنفر!

 


رشتيه دخترشو ميبينه داره به يه پسره لب ميده، خيلي ناراحت ميشه، ‌به خودش ميگه: اين امروز لب ميده،‌ لابد فردا هم ميره سينما، ‌پس فردا هم لابد ميخواد سيگار بكشه!

خداییش نامردی این ها را بخوانی ولی بدون نظر بری.....

نوشته شده توسط علی در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385

لينك مطلب

يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا مرا مي برد جهنم ! فوقش مي شوم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شوي ! جهنم كه آمدي ، من آن جا پيدايت مي كنم و از لج خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كند جهنم ... ! يك روز مي بوسمت ! پنهان كردن هم ندارد . مثل خنده هاي تو نيست كه مخفي شان مي كني ، يا مثل خواب ديشب من كه نبايد تعبير شود ، مثل نجابت چشمهاي تو است ، وقتي كه توي سياهي چشمهاي من عريان مي شوند . عرياني اش پوشاندني نيست ، پنهان نمي شود ... .
يك روز مي بوسمت ! يكي از همين روزهايي كه مي خندانمت ، يكي از همين خنده هاي تو را ناتمام مي كنم : مي بوسمت ! و بعد ، تو احتمالا سرخ مي شوي ، و من هم كه پيش تو هميشه سرخم ... .
يك روز مي بوسمت ! يك روز كه باران مي بارد ، يك روز كه چترمان دو نفره شده ، يك روز كه همه جا حسابي خيس است ، يك روز كه گونه هايت از سرما سرخ سرخ ، آرام تر از هر چه تصورش را كني ، آهسته ، مي بوسمت ... .
يك روز مي بوسمت ! هر چه پيش آيد خوش آيد ! حوصله ي حساب و كتاب كردن هم ندارم ! دلم ترسيده ، كه مبادا از فردا ديگر « عشق من » نباشي . آخر ، عشق چهار حرفي كلاس اول من ، حالا آن قدر دوست داشتني شده كه براي خيلي ها چهار حرف كه سهل است ، هزار هزار حرف باشد . به قول شاعر : عشق كلاس اول ، تنها چهار حرف است ، اما كلاس آخر ، عشق هزار حرف است ... .
يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا مرا مي برد جهنم ! فوقش مي شوم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شوي ! جهنم كه آمدي ، من آن جا پيدايت مي كنم و از لج خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كند جهنم ... !
يك روز مي بوسمت ! مي خندم و مي بوسمت ! گريه مي كنم و مي بوسمت ! يك روز مي آيد كه از آن روز به بعد ، من هر روز مي بوسمت ! لبهايم را مي گذارم روي گونه هايت ، و بعد هر چه بادا باد : مي بوسمت ! تو احتمالا سرخ مي شوي ، و من هم كه پيش تو هميشه سرخم

نوشته شده توسط علی در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385

لينك مطلب

عشق يعنی مستی و ديوانگی            عشق يعنی با جهان بيگانگی

عشق يعنی شب نخفتن تا سحر         عشق يعنی سجده ها با چشم تر

عشق يعنی سر به دار آويختن            عشق يعنی اشک حسرت ريختن

عشق يعنی در جهان رسوا شدن          عشق يعنی مست و بی پروا شدن

****************************

عشق يعنی سوختن يا ساختن              عشق يعنی زندگی را باختن

عشق يعنی انتظار و انتظار                عشق يعنی هرچه بينی عکس يار

عشق يعنی ديده بر در دوختن              عشق يعنی در فراقش سوختن

عشق يعنی لحظه های التهاب              عشق يعنی لحظه های ناب ناب

***************************

عشق يعنی سوز نی ، آه شبان             عشق يعنی معنی رنگين کمان

عشق يعنی شاعری دل سوخته             عشق يعنی آتشی افروخته

عشق يعنی با گلی گفتن سخن               عشق يعنی خون لاله بر چمن

عشق يعنی شعله بر خرمن زدن            عشق يعنی رسم دل بر هم زدن

عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز             عشق يعنی عالمی راز و نياز

*****************************

عشق يعنی با پرستو پر زدن                  عشق يعنی آب بر آذر زدن

عشق يعنی چو امین به راه                    عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه

عشق يعنی بيستون کندن به دست           عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست

عشق يعنی همچو من شيدا شدن             عشق يعنی قطره و دريا شدن

عشق يعنی يک شقايق غرق خون          عشق يعنی درد و محنت در درون

عشق يعنی يک تبلور يک سرود            عشق يعنی يک سلام و يک درود

عشق یعنی نظر یادت نره

نوشته شده توسط علی در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385

لينك مطلب

يه فارسه ميره تو صف نانوايي . نانوا مياد بيرون ميگه :نون تموم شد بريد.همه شروع مي كنن به رفتن . فارسه عصباني ميشه و ميگه : نون تموم شد چرا صف رو به هم مي زنيد؟
تركه شيرجه ميزنه تو آب شرتش سوراخ بوده غرق مي شه...
يه رشتي كاميون ميخره پشتش مينويسه رسواي عالم مادر
يه روز يه مرغ آنفولانزا مرغي ميگيره بجاي تخم مرغ املت بيرون ميده
به تركه ميگن چراجورابات يكيش قرمزه يكيش آبي؟ميگه نميدونم يك جفت ديگه هم تو خونه دارم همينجوريه!
بچه يك كانگورو گم مي شه مي ره سركوچه دادمي زنه جيبم را زدند
به يه تركه ميگن كجا ميري ؟ ميگه هيجا دارم بر ميگردم
يه روز آقا طوطي با خانم قورباغه ازدواج مي كنند بچه ي آنها مي شود قوطي!!!!!!!
از تركه مي پرسن دانشگاه نميري؟ ميگه اگه مسافر بخوره چرا كه نريم!
تركه يه تيكه يَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه
يه شب يه تركه ميره دسنشويي برميگرده خانوم شو بيدار ميكنه و ميگه رفتم دستشويي در رو باز كردم برق روشن شد اومدم بيرون در رو بستم برق خاموش شد زن بلند ميشه وميگه پدرسگ بازم رفتي تو يخچال شاشيدي
نوشته شده توسط علی در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385

لينك مطلب

پرسیدم: منو بیشتر دوست داری یا زندگی رو؟ گفت: تو رو پرسید: تو چی ؟ منو بیشتر دوست داری یا زندگی رو؟ گفتم: زندگی رو قهر کرد و رفت برای همیشه ... دیگه بر نگشت ... آخه نمی دونست اون همه ی زندگیم بود.
نوشته شده توسط علی در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385

لينك مطلب

ترکه آنتي بيوتيکشو سر وقت نميخوره، ازش ميپرسن چرا؟ ميگه: ميخوام ميکروبها رو غافلگير كنم!!! 

 

بچه رشتيه: آقا، نخود سياه دارين؟ بقال: آخ، آخ، بدو كه دارن مادرتو...!

 

تركه خيلي شاكي ميره تو آزمايشگاه داد ميزنه: پس چرا جواب خون شهدا رو نميديد.

پيرزنه از مكه بر مي‌گرده تو ساكش مشروب بوده، ميگن: اين چيه؟ ميگه: من كه پا نداشتم دور خونه خدا بچرخم، يه پيك مي‌زدم خونه خدا دورم مي‌چرخيد!

الاغه داشته با كره‌‌اش تو خيابون ميرفته، كره‌اش مي‌پرسه: مامان، چرا ما همش سرمون پايينه؟ الاغه ميگه: آخه اين تركا واسه ما آبرو نزاشتن .

تركه ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته، بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه، تركه ميخواد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نمي‌كنه.

رشتيه كاميون ميخره پشتش مينويسه: رسواي عالم، مادر.

تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!

يه تركه داشت با كايت پرواز مي كرد. يك كلاغ از بغلش رد شد و گفت: به حق چيزاي نديده، من كركس ديده بودم ولي خركس نديده بودم

شيره‌ايه ميخواسته تاكسي بگيره، ‌به يك تاكسي ميگه: مُشتقيم! تاكسيه،‌ پنج متر جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه:‌ اي بـابـا! من كه مي‌خواستم اونجا پياده شم

تركه ميره خونه ي خدا وقتي بر ميگرده بهش ميگن چه جوري بود؟ ميگه خوب بود ولي هيچ جا خونه ي خود آدم نميشه!!!

به تركه مي گن با (انجا م) جمله بساز ميگه رييسم منو انداخت
بيرون يه ان جام گذاشت

 

 

 

شعار انجمن بچه هاي رشت اينه.........مامان يه دونه بابا کافيه

.

از ترکه که از خواستگاري امده بود ميپرسن نتيجه چي شد ميگه شصت شصت شد ميپرسند منظورت چيست ميگه هر چي اونا گفتن من بيلخ دادم و هر چي من گفتم اونا بيلخ دادند

تو رشت زلزله مياد و زن رشتيه ميمونه زير آوار و ميميره
رشتيه مياد بالا سر زنش و ميگه بميرم برات ، فقط ديوار روت نخوابيده بود که حالا خوابيد

 

نظر یادت نره

نوشته شده توسط علی در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385

لينك مطلب

سلام خوبی ببخشید ولی 1سوال جنسی دارم که از کسی نمی تونم بپرسم فقط خودت می تونی کمکم کنی میخوام بدونم جنس شلوارت چیه؟

 

ازدواج ادم و هوا تو هیچ دفتری ثبت نشده.هیچ اخوندیم اونموقع نبوده که صیغه رو جاری کنی. خوب بدبخت هممون حروم زاده ایم دیگه!!!!!!!

 

 

میدونی بزرگترین ارزوی یه جوجه تیغی چیه؟

اینه که حتی برای یه بار یکی دست نوازش رو سرش بکشه

 

از قزوینیه میپرسن اف .بی .آی یعنی چی؟

میگه: فدراسیون  بچه بازان ایران

 

 

 

 

به غضنفر می گن چی شد معتاد شدی؟

میگه با بچه ها قرار گذاشتیم روزهای تعطیل تفریحی یکم بکشیم .زد و امام مرد .دوهفته تعطیل شد.

 

اخه بز، خر ، گوسفند ، الاغ ، میمون ، گورخر ، گاو ، بوزینه ، کنه،......... این همه حیوون . چرا شیر شد سلطان جنگل؟

 

 

ه غضنفر میگن اگه اب نبود چی میشد؟ 

میگه اونوقت شنا یاد نمی گرفتیم بعد غرق میشدیم.

 

 

به عکس زیر با دقت نگاه کن.

 

 

 

 

 

چی میبینی؟

هیچی؟.......... دوباره نگاه کن.

بازم هیچی؟ تو هیچی نوفهمی... این عکس خرزو خان بید دیگه.

 

 

زن باهوش + مرد باهوش= عشق

زن احمق +مرد باهوش =سکس

زن باهوش+ مرد احمق= ازدواج

زن احمق+ مرد احمق = حاملگی

 

 

یارو میره تیمارستان می بینه یه نفر رو سرش زغال گذاشته . ازش میپپرسه چیکار میکنی؟ شلوارشو میکشه پایین میگه بفرما قلیون !!!!!!!

 

میدونی شباهت دوست دختر یا دوست پسر با انرژی هسته ای چیه؟

هر دوتاش حق مسلم ماست!!!!!!!!

شجاع ترين مرد جهان :
   امام جمعه ي قزوين

 

فيلمهاي برگزيده جشنواره قزوين: 1: دمر شدگان .2: من کامبيز 14 سال دارم 3:اسپارتاکون 4: کميسر متهم ميکند

 

 يه اصفهاني مي گن اگه سردت شد چيكار مي كني؟ مي گه ميرم بغل بخاري.
  مي گن اگه خيلي سردت شد چي؟مي گه ميرم به بخاري نزديك تر ميشم.
  مي گن اگه خيييلي سردت شد چي ؟ميگه ميرم به بخاري مي چسبم.
  مي گن اگه خيييييلي خيييلي سردت شد چي ؟مي گه ميرم بخاري رو روشن مي كنم

 

 

فیلمهای برگریده جشنواره قم:

  آخوندی با کفشهای کتانی

  امامه ای برای دو نفر

   صیغه شدگان

   ابا قرمزی

  من بچه شیخ 15 سال دارم

 

زن خسته شدم پس کی میاد :؟ مرد صبر کن الان میاد زن: خیس عرق شدم مرد غر نزن داره میاد  زن: پاهام درد گرفت بسه  مرد بیا اینم تاکسی

 

فکر میکنی خیلی زررنگی؟

نه عزیزم.

زرنگ تو نیستی.زرنگ نوشابست که همه ازش لب میگیرن.زرنگ افتابست که همه رو دید میزنه.زرنگ زنبور عسله که همه چیزشو میخورن.

دیدی زرنگ تو نیستی؟

تفاوت مردها با زنها ؟

  ــ زنها یه مرد میخوان که 1000 آرزوشونو بر او.رده کنه

  مردها یه زن میخوان که فقط یک آرزوشونو بر آورده کنه

_ ترکه میره خواستگاری

میگن مهریه دختر ما 100000000000 تومنه

ترکه میگه: چه خبره مگه شبی چند حساب کردی

_ به یه ترکه میگن 300 تا پستاندار نام ببر میگه دبیرستان دخترانه

3تا پیرزن میرن میوه فروشی میگن آقا 4تا موز بده آقا میگه خانم شما که 3 نفرید میگن آخه یکیشو میخوایم بخوریم

اگه دلتنگ باشی کسی نمی فهمه ... اگه عاشق باشی هیچ کس نمی فهمه.... اگه درد داشته باشی هیچ کس نمی فهمه... ولی کافیه فقط یه دفعه بگوزی تا همه بفهمن

یه روز یه ترکه میره قزوین تو یکی از خیابوناش میگوزه آقا قزوینیا میفتن دنبالش ترکه هی این کوچه به اون کوچه اخر سر شاکی میشه میگه چی میخواین؟ قزوینیا میگن بوق زدی باید سوار کنی

اخبار دیروز:

به یک زن رشتی در پارک تجاوز کردند

اخبار امروز :

صدها زن رشتی در پارک میدویدند

بچه رشتیه به باباش میگه چرا عکس لخت مامان رو گذاشتی رو صفحه کامپیوتر ؟ باباش میگه هیسسسسسسسس... صداشو در نیار از اینترنت دانلودش کردم

 

 

ــ  بعلت ترس از نماز عيدفطر در قزوين، رويت هلال ماه هنوز امكانپذير نمي باشد

 

 

نوشته شده توسط علی در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385

لينك مطلب

تنه رود همهمه آب ، من پر از وسوسه خواب
واسه رویای رسیدن، منه بی حوصله بی تاب

میونه باور و تردید ، میونه عشق و معما
با تو هر نفس غنیمت، با تو هر لحظه یه دنیا

با تو پر شور و نشاطم ، تو هیاهوی نگاتم
تو یه آوازه قشنگی ، من تو آهنگه صداتم

مثله خنده رو لباتم ، مثله اشک رو گونه هاتم
تو رو میبوسم و انگار شاعره شعره چشاتم

دشت پونه های وحشی ، رنگ التماس و خواهش
موج خاکستری باد ، شعله ی گرم نوازش

بیا گلواژه ی عشقو با تو همصدا بخونم
تو رو دوست دارم و ای کاش تا ابد
با تو بمونم


تنه رود همهمه آب،من پر از وسوسه خواب
واسه رویای رسیدن، من بی حوصله بیتاب

میونه باور و تردید، میونه عشقو معما
با هر نفس غنیمت، با تو هر لحظه یه دنیا

با تو پر شورو نشاطم، تو حیاهوی نگاتم
تو یه آوازه قشنگی، من تو آهنگه صداتم

مثله خنده رو لباتم، مثله اشک رو گونه هاتم
تو رو میبوسم و انگار شاعره شعره چشاتم

دشت پونه های وحشی، رنگ التماس و خواهش
موج خاکستری باد، شعله گرم نوازش

بیا گلواژه عشقو با تو همصدا بخونم
تو رو دوست دارم و ای کاش تا ابد
با تو بمونم.
نوشته شده توسط علی در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385

لينك مطلب

جک عربی

یه روز دو تا عرب رفته بودن رویه پل شاش کنن. بعد از این که کارشون تموم شد. اولی میگه: آب رود خونه

چقد سرد بود. اون یکی میگه: آره خیلیم عمیق بود


در عربستان پسری به دنیا میاد. وزنش میکنن میشه ۱۱کیلو   .  بعد از اینکه ختنش میکنن وزنش میکنن

میشه۵/۳کیلو


یه روز یه جون عرب میره خواستگاری .  خانواده عروس که نمیخواستن دختر شونو بدن چندتا شرط میزارن :اولین شرطشون: میگن دختر ما ۵ تا ویلا میخواد:دوماد میگه:میگیرم براش:

شرط بعدی شون:دختر ما میخوادبره تموم دنیا رو بگرده:دوماد میگه:میبرمش

شرط بعدی شون:دختره ما یه کیره ۴ متری میخواد:دوماد میگه:۳ متر شو  می بریم

 


 

یه روز به یه لاک پشت میگن دروغ بگو:

لاک پشت میگه:دویدم ودویدم سره کوهی رسیدم....


یه روز یه ترکه میخوره زمین هوا میره نمیدونی تا کجا میره...


یه روز دو تا موشه ازدواج میکنن    :       ماهه عسل میرن فاضلاب!!!


یه روز یه ترکه میره عروسی جو میگیره به عروس شماره تلفن میده!!!!

 

نوشته شده توسط علی در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385

لينك مطلب

1 وقتی یک سگ برای خور خور کردن.یک گربه برای بیرون موندن .یک طوطی برای قسم خوردن . ویک راسو برای چسیدن داشته باشی دیگه نیازی به شوهر نداری!!!

2 بابا کجایی؟ نیستی؟ توریستی؟ امپریالیستی؟کمونیستی؟ فاشیستی؟دموکراتیستی؟ خدایی نکرده مریض که نیستی؟راستی هرجا هستی و هرکی هستی بیسته بیستی

3 سلام خوبی؟ یه لطفی به من می کنی؟ یه عکس تمام قد از خودت بگیر برام بفرست؟؟ باشه؟ اخه می خوام پاسور بازی کنم جوکر گم شده .ممنونم

4 می د ونی فرق اموزگار با روزگار چیه؟ اموزگار اول درس می ده بعد امتحان می گیره .ولی روزگار اول امتحان می گیره بعد درس می ده

5 عشق سوء تفاهمی ست بین دو احمق که با یک ببخشید تمام می شود

6 کوچولو کجایی؟ نیستی؟ شنیدم اون بالا بالاها داری با تنهاییت حال می کنی! اگه زحمتت نیست 2تا فقط 2تا نارگیل واسه من بنداز پایین

7تلاش برای ساختن یک رابطه عاشقانه کار ادمهای ضعیف است .زیرا انسان توانمند هیچگاه بر سر ازادی خود معامله نمیکند!

8 می دونین تفاوت شهرداری با صدا و سیما چیست؟ ........ اولی اشغال جمع می کند دومی اشغال پخش می کند

9 یه دانشجو تو قزوین کارت دانشجوییش گم می شه دوباره کنکور می ده

10 عروس داماد شب اول به چی فکر می کنن؟ 1درصد به همدیگه 2درصد به دوستاشون 3درصد به بچه 95 درصد به اینکه نشون بدن اولین بارشونه

11زنه تو اسانسور لباساشو در می یاره به ترکه می گه همون کاری که با زنت می کنی با منم بکن ترکه لباساشو در می یاره می گه ایول دمت گرم این لباسای منم بشور

12ترکه به ننش میگه ننه اگه تو به دنیا نمی یومدی من بی ننه می شدم ها!!!

14 به ترکه می گن چه ارزویی داری؟ می گه کاش زنهارو می شد مثل اسکناس خورد کرد مثلا یه 40 ساله بدی دوتا 20ساله بگیری

15 زیباترین هنر هنر عشق ورزیدن است اما از اون زیباتر هنر اهسته گوزیدن است

16 به ترکه می گن فرق کچل با هواپیما می دونی چیه؟میگه بابا ما ترکیم خر که نیستیم کچل که اصلا فرق نداره هواپیما هم نکته انحرافی بود

17 می دونی فرق تو با توپ فوتبال چیه؟ توپ فوتبال رو باید زد تو گل ولی تو خودت گلی

18 می دونی چرا خانوما فوتبال بازی نمی کنن؟ چون خیلی کم پیدا می شه 11تا خانوم یه جور لباس بپوشن

19 علی دایی می ره اردبیل نون بگیره چادر سر می کنه تا اونو نشناسن تو صف خودش رو می چسبونه به یه خانوم توپولی .خانومه می گه:علی ول کن منم رضازاده

20مورچه یه برنج رو دوشش بوده یکی ازش می پرسه برنجتون چیه ؟ می گه: نمی دونم ..........حمیدددددددددددددددد؟ (تبلیغ برنج تبرک)   (اونایی که ماهواره دارن این جوکو می گیرن)

21 ترکه زنگ می زنه ازانس انرزی اتمی میگه البرادعیه؟ یارو می گه: اره.میگه دکتر البرادعیه؟ یارو می گه: اره ترکه می گه: تو اگه دکتری پس چرا تو ازانس کار می کنی؟

22 ترکه تو قرعه کشی بانک شرکت می کنه واسش شش ماه زندان در می یاد

23 اول بالا سرتو نگاه کن دوباره نگاه کن .نگاه کردی؟ دیدی؟ جدا دیدی؟ از اون بالا کفتر می یایه یک دانه دختر می یایه

 

بابا نظر یادت نره!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط علی در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385

لينك مطلب

هم آمدم هم قالب را عوض کردم

از همین امروز همش پست میزارم

منتظر باشید

فعلا" بای

نوشته شده توسط علی در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385

لينك مطلب

یک چند روزی نمینوانم بیام ۲-۳ روز میدونید چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چون نظر نمیدید اگه نظر بدبن مشکلم را زود برطرف میکنم و هر روز پست میزارم

نظر یادتون نره

اگر بار گران بودیم و رفتیم

اگر نا مهربان بودیم و رفتیم

ما را حلال کنید

بابای

تا ۲-۳ روز دیگه

نوشته شده توسط علی در جمعه هشتم اردیبهشت 1385

لينك مطلب

امیدوارم از قالب جدید خوشتون بیاد
نوشته شده توسط علی در جمعه هشتم اردیبهشت 1385

لينك مطلب

اگه خيلي ادعاي نبوغ و هوش داري يه نگاهي به اين سوالا بنداز شايد تو ادعات تجديد نظر کردي:

۱- فرض کن تو يه مسابقه دوي سرعت شرکت کردي . تو از نفر دوم سبقت مي گيري . حالا نفر چندم هستي ؟(زود بگو)
جواب:
اگه پاسخ دادي نفر اول هستي ، کاملا در اشتباهي ! اگه تو از نفر دوم سبقت بگيري جاي اونو گرفتي و نفر دوم خواهي بود.

۲- سعي کن تو سوال دوم گند نزني! براي پاسخ به سوال دوم ، بايد زمان کمتري نسبت به سوال اول فکر کني . اگه تو همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگيري ،‌نفر چندم مي شي ؟(بدو بگو)
جواب:
اگه جوابت اينه که تو يکي مونده به آخري ، بازم در اشتباهي ! بگو ببينم تو چطور مي توني از نفر آخر سبقت بگيري ؟اين نوفهمه!؟!؟ (اگه از نفر آخر عقب باشي ،‌خب پس نفر آخر خودتي و ... از خودت که نمي خواي سبقت بگيري ؟‌مي خواي؟؟؟؟؟)
شما در اين مورد کار خيلي خوبي نمي کني، نه؟!

۳- رياضيات فريبنده!!! اين سوال رو فقط ذهني حل کن و از قلم و کاغذ و ماشين حساب استفاده نکن:
عدد ۱۰۰۰ رو فرض کن . ۴۰ تا بهش اضافه کن . حاصل رو با يه ۱۰۰۰ ديگه جمع کن. عدد ۳۰ رو به جوابت اضافه کن. با يه ۱۰۰۰ ديگه جمعش کن. خب حالا نوبت ۲۰ شده که به بقيه اضافه ش کني. ۱۰۰۰ تاي ديگه جمع کن و نهايتا ۱۰ رو به اين حاصل جمع اضافه کن . سريع بگو حاصل چنده؟
جواب:
به عدد ۵۰۰۰ رسيدي؟ جواب درست ۴۱۰۰ بود.
باورت نمي شه ؟ پس ماشين حساب و واسه چي ساختن . امتحان کن.
نه !‌مثل اينکه امروز روز تو نيست. نا اميد نشو . شايد بتوني جواب سوال آخر رو بدي . تمام سعيت رو بکن. آبروت در خطره.

۴- باباي ماري پنج تا دختر داره:
۱- NANA
۲- NENE
۳- NINI
۴- NONO
اسم پنجمي چيه؟
جواب:
NUNU؟
نه !‌معلومه که نه! اسم دختر پنجم ماريه. يه بار ديگه سوال رو بخون!
بابا ايول . ما رو باش رو ديوار کي يادگاري داريم مي نويسيم. آبرومونو بردي بابا!
خب چي شد ؟ هنوز سر ادعات هستي ؟ Laughing
نوشته شده توسط علی در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385

لينك مطلب

امان از دست خانوما

 

 اگه لباسهاي معمولي بپوشيم
 ميگن تواصلا" سليقه نداري

 اگه زياد بگيم دوستت دارم
ميگن باز چه نقشه اي تو سرته

 اگه نگيم دوستت دارم
ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه

 اگه زياد بهشون زنگ بزنيم
 ميگن به من اعتماد نداري

 اگه زنگ نزنيم
 ميگن انگار سرت خيلي شلوغه

 اگه تو خونه زياد بخنديم
 ميگن ديونه شدي

 اگه كم بخنديم
 ميگن بخت النحس

 اگه شام بخواهيم
 ميگن فقط فكر شكمشه

 اگه شام نخواهيم
 ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي

 ولي هرچي ميگن بذار بگن ماكه كارمون درسته

نوشته شده توسط علی در شنبه دوم اردیبهشت 1385

لينك مطلب

آقا این جک ها را گذشتم که حال کنید نظر هم بدین

بچه‌اي از پدرش پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف مي‌زنيم بيا گوش كن. آن وقت مي‌فهمي فرقش چيه!


يه ابادانيه ميخواست فرار كنه خارج ولي راهشو بلد نبود
رفت لب مرز ديد بعضي ها ميرن تو پوست گوسفند و از مرز عبور مي كنن
خوشحال شدكه راهشو پيدا كرده.
رفت نزديك مرز و رفت تو پوست يه گوسفند همينكه رسيد به مرز پليس دستگيرش كرد
وبه زندان انداخت.از پليسه پرسيد: اين همه ادم رفتند تو پوست گوسفند واز مرز عبور كردند
چطور شد كه شما فقط منو ديدي؟
پليسه گفت : اخه پدرسوخته كدوم گوسفنديه كه عينك ريبون ميزنه؟


ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتيه مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو قبر. آخري نوبت اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سي‌هزارتومني مي‌نويسه ميندازه تو قبر، بيست‌هزارتومن بقيشو برميدار


از عربه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه

حرف از سرعت بود .... بين يه آباداني و آمريكايي و فرانسوي

فرانسوي ميگه ما برج ايفل رو دو هفته اي ساختيم

آمريكايي ميگه ما پل سانفرانسيسكو رو يك هفته اي ساختيم

بعد سه تاييشون داشتن تو آبادان رد ميشدن ميرسن پالايشگاه نفت و آمريكاييه و فرانسوي ميگن شما اينجارو چند وقت طول كشيد كه ساختين ؟ ... آبادانيه ميگه : اٍ اٍ اٍ ...... من ۲ روز پيش از اينجا رد شدم اين اينجا نبود

يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد

يك شب تلوزبون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن


عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور

عربه پشت اتاق مخصوصِ نوزادان واستاده بوده و داشته بچه‌ها رو تماشا مي‏كرده، يک بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، بچة شما كدومه؟ ميگه: اون دوتا رديف بالايي


آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر خايه‌مالي ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون كس‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين سيريش اومد!!!

عربه داشته زن ميگرفته، ازش ميپرسن: جشن عروسيت رو كجا ميگيري؟ ميگه: تو يك مدرسه! ميگن: آخه چرا مدرسه؟! عربه ميگه: ولك آخه خـَيـلي كلاس داره

لره با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم

تركه بالاي درخت چنار بوده يارو ميگه اون بالا چي كار ميكني ميگه دارم توت ميخورم ميگه اين كه درخت چناره ميگه توت تو جيبمه

لره رو ميفرستن جبهه، بعد شيش هفت ماه برميگرده، در ميزنه، داداش كوچيكش با يك تپه ان ريش درو وا ميكنه! لره هول ميكنه، ميگه: چي شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش هيچي نميگه، فقط يك نگاهِ معني داري بهش ميندازه و ميره تو. لره جفت ميكنه، ميره تو ميبينه داداش بزرگش هم تا زير گردن ريش گذاشته! بدبخت پاك شلوارشو خيس ميكنه، ميگه: اصغرجون، تورو خدا بگو چي شده؟! كي مرده؟! داش اصغر هم يك نگاه به لره ميكنه و از اتاق ميره بيرون. لره بدبخت سراسيمه ميره تو اتاق باباش، ميبينه ريش باباش رسيده تا دم نافش! لره دو دستي ميزنه تو سرش، ميگه: بوا... بگو آخه چه بلايي سرمون اومده؟ ننه مرده؟! باباش ميگه: اي كاش ننت مرده بي... كاش بوات مرده بي... پسر آخه اين ريش تراشو چرا بردي؟!!!

يه تركه ميره مسجد كفشاشو ميدزدن مياد بيرون ميبينه كه كفشلش نيست ميگه ايلده من كي رفتم كه خودم خبر ندارم

به تركه ميگن برو زير درياييرو غرق كن ميره پايين در ميزنه فرار ميكنه

به تركه ميگن برو جلوي ماشين ببين چراغ راهنما كار ميكنه ؟ ... ميره جلوي ماشين ميشينه ميگه :: آره ... نه ... آره ... نه ... آره ... نه ... آره ... نه ... آره ... نه ... آره ... نه ...

لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگي ياد بگيره، جلسة اول از معلمش مي پرسه: اين چراغ رنگيه چيه؟! يارو مياد سركارش بگذاره، ميگه: اين چراغ راهنماييه؛ وقتي سبزه يعني اهل تهران برن، وقتي زرده شهرستاني‌ها و قرمز هم مال لراست! خلاصه اين جريان ميگذره و لره هم امتحان ميده وقبول ميشه، روز اول ميشينه پشت ماشين و ميرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد ميكنه. افسره داد ميزنه: راننده پيكان، بزن كنار! لره سرشو از پنجره مياره بيرون، داد ميزنه: لـُــرُم... مـــا لـُـــرُم!! افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: باشه بابا...برو...برو

ترك ميشينه تو تاكسي، راننده بهش ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه. تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لاي در گير نكنه

تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه خوارشونو سرويس كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو بابا خودتی! مگه من زدم؟

تركه از طبقه صدم يه ساختمون ميپره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده

ترکه ميخواسته تو مسابقه شرکت کنه و پارتيش بهش ميگه جواب مسابقه خواجه نصيرالدين طوسيه ولي يادت باشه سريع نگي.
مسابقه شروع ميشه.
-خواجه نصيرالدين قرمزيه؟
-نه
-خواجه نصيرالدين آبيه؟
-نه
...
-خواجه نصيرالدين بنفشيه؟
به سوال 19 كه ميرسه مجريه ميخواسته راهنماييش كنه ، ميگه: نه جانم و بعد شلوار طوسيشو نشون ميده به ترکه .
-ها خواجه نصيرالدين شلواريه

بچه مثبته از لره ميپرسه: آقا ببخشيد... خيلي خيلي عذر ميخوام..شرمنده.. روم به ديوار.. اسمتون چيه؟! لره شاكي ميشه، ميگه: ايجو كه تو پرسيدي، اسمم انه!!!

ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم

لره ميره مسابقه 20 سوئالي
مجري به كرده ميگه جواب سئال يه حيوونه شما شروع كنين به پرسيدن
لره شروع ميكنه:
1 ميتانم بگيرمش ؟
مجري ميگه بله
لره ميگه : پلنگه ، بازه ، چيتايه ، غزاله، يوز پلنگه ، عقابه ،
مجريه داغ ميكنه ميگه نه آقا اينا نيست 10 تا از سئالات تموم شد ده تا ديگه بپرس
لره ميگه : ميتانم با يه دست بلندش كنم
مجري ميگه : بله
لرده شروع ميكنه كه : فيله ، اسب آبيه ، واله ، كرگدنه ، نهنگه ،
مجري ميگه خير شما باختين جواب سوئال ( قورباغه ) بوده
لرد.ه ميگه : به علي دانستم عارم آمد بگم

تركه تو سينما وسط نشسته بوده ، دست ميكنه تو دماغش و حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند
بشه به غل دستيش ميگه : آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به تركه!
چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي در مياري؟! وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. تركه هم ميگه ‌باشه.
دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟! ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟

لره داشته تو لس‌آنجلس قدم ميزده، يهو داريوش رو ميبينه، بدو بدو ميره جلو، ميگه: سلام آقا داريوش! داريوش ميگه: سلام هموطن! لره كف ميكنه، ميگه: اوووف! عجب كيفيتي

تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم

تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره. تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟

دمتون گرم نظر یادتون نره

نوشته شده توسط علی در شنبه دوم اردیبهشت 1385

لينك مطلب

ببخشید این چند روزه جک نذاشتم آخه این چند روزه همش امتحان دارم.

۱  )يه جوجه تيغي با ماره ازدواج ميكنه بچشون سيم خارداد ميشه

۲)تركه سوار ماشينش ميشه زنگ ميزنه ايران خودرو ميگه:اين ماشين نه پدال داره-نه فرمون...؟ ايران خودرويه ميگه:ببخشيد اقاشما تركيد...؟ ميگه:بله.                                                                                         

 ايران خودرويه ميگه:اقا لطفا در را باز بكنيد بريد جلو بشينيد.

۳)تركه سر سفره نشسته بوده يه دفعه شروع مي كنه به داد زدن ميگه نون بربري بدين نون بربري بدين ملت ميارن مي دن مي خوره بعد كف مي كنن مي گن اخه چت بود ميگه هيچي اب تو گلوم گير كرده بود

۴)ميگم تو خونمي تو قلبمي
ميرم د کتر ميگه :انگل داري

۵)يه بار يه کچل به يه کم مو مي رسه و بهش ميگه ببخشيد چرا کله ي شما يکي بود يکي نبوده؟
کم مو ميگه بنده ي خدا اگه کله ي من يکي بود يکي نبوده کله ي تو غير از خدا هيچکس نبوده.
وووووووووووووووووووووووووووووووووو

۶)ترکه مي افته توي اب زنگ ميزنه لره ميره دروباز ميکنه

نظر یادتون نره تا آخر امروز بازم جک خواهم گذاشت

نوشته شده توسط علی در جمعه یکم اردیبهشت 1385

لينك مطلب



جکستان JavaScript Codes