جکستان
امروز یک مسابقه برای علاقه مندان به فیلم های هندی در نظر دارم:
۱-اگر کسی بتوند ۱۰ عدد عکس ۱۰۰٪ سکسی برای من بفرستد از بازیگران زن هندی (آشواریا رای پرتی زینتا و .........
اگر کسی توانست من ۵ عدد فیلم به انتخاب خودش تقدیم میکنم و هر کسی دارد پست الکترونیک و یا سایت خود را بگذارد تا من بتوانم از او بگیرم
مهلت تا ۱ تیر ماه
در ضمن ری مستریو جان به هر حال مسابقه شروع شده باشد یا نه دیر تر از مهلت بود در این مسابقه شرکت کن
|
| |
|
----------------------------------------------
----------------------------------------------
----------------------------------------------
----------------------------------------------
----------------------------------------------
----------------------------------------------
----------------------------------------------
----------------------------------------------
----------------------------------------------
|
دیگه ببخشید دیگه از فردا پست میگذارم
حالا جواب چند تا از نظرات را بدم
آقا معین شما دیر تر از تاریخ مهلت نظر دادید برای همین جواب شما اگر هم درست باشد قبول نیست و همچنین ری مستریو و فقط جواب احمد آقا اگر درست باشد قبول است
تا بعد
راستی اگه نظرات این پست رسید به ۱۰ عکس های آنجلیا جولی را میگذارم
روزنامه کيهان، روز سه شنبه ( ?? ام ) تو صفحه اول نوشته بود: «زنداني گنابادي حافظ قرآن شد» بعد نوشته بود: « اين هموطن خوزستاني ...» ...
خوب نکته اينه که گناباد تو خوزستان نيست، تو خراسانه!
يه تبليغي جديدا تو تلويزيون نشون ميده که ظاهرا مال يک شرکت آموزش کنکور به اسم '' تست قرمز '' هست ... خلاصه يه پسره رو نشون ميده که کتاباي اينا رو مي خونه بعد ميره سر جلسه با خيال راحت تست ميزنه ...
فقط يه نکته اي هست ... اين پسره فقط يه پاسخ نامه دستشه ... هيچ پرسش نامه اي وجود نداره ...!
چند سال پيش توي يه برنامه زنده شبکه تهران (فکر کنم شبهاي تهران بود) احمدزاده بعد از اينکه يکي مسابقه رو برد گفت: هديه اي به رسم امانت به شما ميديم!
يكي دو هفته پيش اين پسره (اميرمحمد) به عمو پورنگ گفته بذرا يه ماچ از لبات بگيرم و پورنگ هم سرخابي شده!
توي اخبار سراسري بود که آقاي بابان همراه همکار خانومش ميخواست خداحافظي کنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظي مي کنم!
برنامهي صبح ايراني راديو سراسري که از ساعت ? و خورده اي صبح شروع ميشه يک مجري خانم داره به اسم قلع ريز يا مشابه اون که يه روز، گفتند: «يک خبر جالب ميخوام براتون بخونم، تو اينترنت ميگشتم (!) اين خبر رو ديدم که نوشته يک پيرمرد به مدت ?? سال بالاي درخت زندگي کرده» و بعد فرمودند که: «شوخي نيست، طرف ? قرن بالاي درخت بوده!»
آقاي خياباني، بازي ايران / کرواسي : نيمه اول: « ... و يک ارتکاب ديگه از خطا به نفع تيم کرواسي ... »
قبل از اخبار ورزشي در شبکه خبر يهو تصوير اومد روي يه دسته گل روي يه ميزي که توي استوديو بود، يکي از مجري ها اخبار ورزشي صداش مياومد که ميگفت، نه اينو ديگه نذار ديروز پدرمون در اومد!
يکي از برنامه هاي زنده شبانه چند سال قبل بود که تو شبکه تهران پخش مي شد و احمدزاده و حسيني مجرياش بودن. خسرو شايگان (دوبلور) تلفني باهاشون تماس گرفته بود و اينا هم گير داده بودن که يه آهنگي رو که معمولا زمزمه ميکني بخون. هرچي اين بنده خدا مي گفت الآن چيزي يادم نيست ول کن نبودن که يه دفعه شروع کرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم که دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صداي خوبي! حالا ميرسيم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقيشو بخونه!
يه دفعه توي برنامه چرا و چيه شبکه تهران آقاجون به يکي از بچه ها گفت يه شعر بخون. اونم شروع کرد به خوندن: چه خوشگل چه خوشگل شدي امشب. بعد آقاجون سريع گفت بسه ديگه.
گوينده اخبار ساعت ? ميخواست بگه وفات پدر آقاي احمدي نژاد گفت: شهادت پدر آقاي احمدي نژاد كه سريع درست كرد. ولي معلوم بود اعصابش خرد شده و چند تا اشتباه ديگه هم كرد.
بعد از پايان بازي ايران-بوسني فردوسيپور گفت:«بازي زيبايي بود که فکر کنم با نتيجهي پنج بر دو به سود ايران تمام شد!»
یه بارم عمو پورنگ داشته با بچهه حرف میزده میگه عزیزم مامان بابات خونن من باهاشون حرف بزنم بچه ام میگه هستن ولی نمیشه آخه 2 تا یی حمومن بدش یهو برقه استودیو رفت
(قديمي ولي جالب) يه بار تو روزنامه تيتر ميزنن که بهمن عظيمي جان عده زيادي از هموطنانمان را گرفت. چند روز بعد عليه اين بهمن عظيمي صحبت هايي ميشه و آقايون مسئول مي گن که بايد ايشون هر چه زودتر به سزاي اعمالشون برسن!
به نظر شما باتیستا و لشلی و ری برنده میشوند یا
بوکرتی و فینلی و ویلیام و مارک هنری
مهلت پاسخ گویی تا ۴ شنبه یعنی تا دو روز دیگر تا ساعت ۸ شب روز ۴ شنبه ۲۱/۴/۸۵
به برنده یازی میدم ۶ سی دی بازی به انتخاب خودش است ممکن است دو تا بازی ۳ سی دی انتخاب کند و.......
در ضمن قرعه کشی میشود بین شر کت کنندگان و به برنده جایزه میدهیم
در ضمن در قسمت نظرات بگویید و
مثل اسم یکی حمید است نظر میدهد اسم یکی دیگه هم حمید است لطفا" اسم خود را با پسوند بگویید مثال: حمید (۱۲۳)
آی دی خود را بگویید یا پست الکترونیک
راستی ببخشید اگه پست نگذاشتم تا بعد
اينم فرهنگ لغت جديد تا حالا چند تا پيشنهاد داشتم از شركتهاي مختلف كه اين فرهنگ لقد رو به قيمت هاي گراني مي خريدن ولي من نفروختم آخه اونا مي خواستن بندازنش تو مستراب
فرهنگ لغات
آدامس: تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود
آدم خوار: انسان دوست افراطي
آدم مغرور: كسي كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد : يه وجب بلند تر بزن
ادب: يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد
ازدواج: قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند
الكل: مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را
اوراقچي: تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند
ايده آل: شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند
بزبيار: فلك زده اي كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد
بوسه: تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند
بيست سالگي: دوراني كه پسرها دنبال معشوقه مي گردند دخترها دنبال شوهر
چشم: عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند
خسيس: كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود
خوش بين: مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت
دست: عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نميشود
دوران تجرد: دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود
رفيق: كسي كه هميشه به شما مقروض است
رقص: بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف
زوج ايدهآل: شوهر كر و زن لال
سوءظن: سعي در دانستن چيزيكه بعدا انسان آرزو ميكند اي كاش آنرا نميدانست
سينما: جايي كه پشت سر شما حرف ميزنند
عشق: دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازهتري پيدا كرد
سرخ پوست: مرد خوشبختي كه وقتي زنش او را ميبوسد صورتش ماتيكي نميشود
سنجاق قفلي: تنها قفلي كه بدون كليد باز ميشود
ماچ: بوسهاي كه هنوز رنگ آرتيستي نگرفته
مرد مجرد: كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نميداند
معجزه: دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود
موش: خانمهايي كه نصفه شب به جيب شوهرهايشان شبيخون ميزنند
هالو: شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد
دمپايي:تانك
دماغ:كارخانه توليد فراورده هاي لبني
گوز:آدمي كه حرف بي خودي زياد ميزنه همش حرف نوشخوار ميكنه
كامپيوتر:زنهايي كه فقط بايد خرجشون بكني
چت:كاربيخودي كه ما ايراني ها خيلي بهش علاقه داريم
ديوانه:كسي كه فكر كنه خيلي مي فهمه
خل:اساره آن در شامپوهاي جديد سهط اين اصاره موجب تقويت موهاي شما مي شود
آفتابه دزد:كسي كه هميشه تو دستشويي سير مي كنه
زير ميز كلاس:بهترين مخفي گاه اصاره خل
تالك چت روم:طائون زده ي اين روزها
دختر:موريانه پول
احمد:خوش تيپ. ناز. تودل بورو.با ادب.ته مرام...خلاسه هرچي بگم كم گفتم
احمق:اينم كه ديگه معلومه شماييد كه داريد اين مضخرفات رو مي
خونيد
شما هم اگه فرهنگ لقد داريد واسم بفرستيد.
فرق واحد پول ايران و انگليس
در انگليس شما يك كيف اسكناس ميبريد و با آن يك ماشين ميخريد، اما در ايران شما يك ماشين اسكناس ميبريد و با آن يك كيف ميخريد
فرق گردش در تهران و پاريس
در پاريس هر وقت خواستيد گردش كنيد از ماشين پياده ميشويد و در تهران هر وقت خواستيد گردش كنيد سوار ماشين ميشويد
.
فرق يك مجرم در ايران با يك مجرم در جاهاي ديگر
در همه جا اول آدم جرمش معلوم ميشود و بعد زنداني ميشود، در ايران آدم اول زنداني ميشود و بعد جرمش معلوم ميشود
فرق يك تخم مرغ در تهران و مسكو
در مسكو اگر تخم مرغ را زير مرغ بگذارند بعد از 21 روز احتمالا يك جوجه از تخم بيرون ميآيد، اما در تهران پس از 21 روز ممكن است از تخممرغها هر موجودي بيرون بيايد، مثلا يك شتر
فرق يك نويسنده ايراني با يك نويسنده آلماني
يك نويسنده آلماني وقتي نوشتههايش چاپ شد معروف ميشود و يك نويسنده ايراني وقتي جلوي چاپ نوشتههايش گرفته شد معروف ميشود
فرق يك تاجر ايراني با يك تاجر عرب
تاجر عرب از وقتي شناخته شد موفق و خوشبخت ميشود، اما تاجر ايراني از وقتي كه شناخته شد ناموفق و بدبخت ميشود
فرق پليس راهنمايي و رانندگي در ايران با جاهاي ديگر دنيا
در همه جاي دنيا وقتي ترافيك ايجاد بشود سروكله پليس راهنمايي و رانندگي پيدا ميشود، اما در ايران وقتي سروكله پليس راهنمايي و رانندگي پيدا ميشود ترافيك ايجاد ميشود
فرق يك زنداني در ايران با يك زنداني در اروپا و آمريكا
در اروپا و آمريكا وقتي كسي زنداني ميشود اعتبارش را از دست ميدهد اما در ايران وقتي كسي زنداني ميشود اعتبار به دست ميآورد
فرق يك آدم موفق در ايران با ساير نقاط جهان
در همه جاي دنيا وقتي كسي موفق شود همه به او نزديك ميشوند و با او شريكت ميشوند و به او كمك ميكنند اما در ايران وقتي كسي موفق شود همه از او فاصله ميگيرند و رابطهشان را با او قطع ميكنند و جلوي كارش را ميگيرند
.
فرق سيستم اداري ايران با سيستم اداري كانادا
سيستم اداري كانادا چون كار مردم را راه مياندازد و به آنها كمك ميكند از مردم پول ميگيرد، اما سيستم اداري ايران چون جلوي كار مردم را ميگيرد از آنها پول ميگيرد
.
تفاوت دشمن در ايران و جاهاي ديگر دنيا
در همه جاي دنيا آدم وقتي دشمن داشته باشد جلوي كارش گرفته ميشود، در ايران وقتي آدم دشمن داشته باشد تازه انگيزه كار پيدا ميكند
.
فرق يك ماشين در تهران و بلژيك
در بلژيك شما وقتي يك ماشين ميخريد دائما قيمت آن كم ميشود اما در تهران شما وقتي ماشين ميخريد دائما قيمت آن زياد ميشود
.
تفاوت موسيقي در تهران با موسيقي در جاهاي ديگر دنيا
در همه جاي دنيا وقتي موسيقي در مكان عمومي پخش ميشود صداي آن را زياد ميكنند و وقتي در خانه پخش ميشود صداي آن را كم ميكنند اما در ايران وقتي موسيقي را در خانه پخش ميكنند صداي آن را زياد ميكنند و وقتي در مكان عمومي پخش آن را پخش ميكنند صداي آن را كم ميكنند
تفاوت فرهنگي
!زوج ايرانی: - عزيزم... من درسهام اين ترم تموم ميشه. خونه هم كه خدا رو شكر دارم. ماشين هم كه تو نوبتم. فكر نميكني الان موقعشه كه با هم عروسي كنيم؟ زوج
آمريكايي :عزيزم... پسرمون سال ديگه ميره دانشگاه، دخترمون هم كه ديگه با دوست پسرش رفته يه ايالت ديگه. فكر نميكني الان موقعشه كه با هم عروسي كنيم؟
اگه شما تفاوت ديگه اي خاترتون هست واسم بفرستيد تا با اسم خودتون بزارم تو وبلاگ
فرانسه
در اين کشور درها معمولا قفل نيستند، بنابراين دستگيره در را ميچرخانند و در را باز ميکنند. بعداً ماموران يک کليد يدکي درست ميکنند يا قفل را عوض ميکنند.
آمريکا
بلافاصله F.B.I تعداد 194 نفر از مظنونين القاعده را دستگير و تعدادي از ايرانيان را اخراج ميکند و در بازجويي اعضاي القاعده تعدادي بمب و موشک و نارنجک و تانک نفربر و موشک ضد موشک در خانههاي آنها پيدا ميکنند، اما کليدي پيدا نميشود.
آلمان
حتما يک کليد يدکي در جيب هلموت کهل است، آن را از او ميگيرند.
بلژيک
ابتدا مسئول مربوطه به ماموران نامه مينويسد و اين خبر را ميدهد، بعد موضوع طي نامهاي به وزارت کشور و وزارت امور خارجه خبر داده ميشود، بعد نامههايي براي پارلمان اروپا نوشته ميشود. بعد از نه ماه نامه نگاري کليد خودش پيدا ميشود.
انگلستان
در انگلستان هيچ وقت هيچ کليدي گم نميشود، مگر اينکه از دهها سال قبل در مورد آن تصميم گرفته شده باشد.
کلمبيا
رئيس جمهور از قاچاقچيان ميخواهد کليد را پس بدهند، آنها هم از او ميخواهند قول بدهد ديگر درها را قفل نکنند.
واتيکان
پاپ از خداوند ميخواهد جاي کليد را نشان بدهد، بعد هم يک کليد ساز ميآورند و در را باز ميکنند.
ايتاليا
گم شدن در اين کشور طبيعي است، بنابراين در را ميشکنند و خسارت آنرا به برلوسکوني ميدهند.
افغانستان
با يک توپ 106 در را از جا ميکنند و در اين ماجرا تعدادي از نيروهاي آمريکايي و القاعده هم به قتل ميرسند.
عراق
چند ساعت منتظر ميمانند تا عمليات استشهادي انجام شود، در جريان عمليات در هم باز ميشود و ميبينند صدام آنجا نيست.
سوئيس
براي انتخاب بين باز کردن در يا باز نکردن آن رفراندوم برگزار ميکنند.
روسيه
يکي از دزدهايي که وزير شده است، با يک سنجاق در را باز ميکند.
ايران
ابتدا تعدادي از عوامل نفوذي را که اتفاقا روزنامه نگار هستند دستگير ميکنند، بعد حزب الله از خواهران ميخواهد که مواظب حجابشان باشند، بعد چندتا روزنامه را تعطيل ميکنند، بعد کميسيون تحقيق تشکيل شده و براي يافتن کليد وزارت اطلاعات را در جريان قرار ميدهند، بعد معلوم ميشود که از هر کليدي چهار عدد يدکي در مجلس، رياست جمهوري، شواري نگهبان و قوه قضائيه وجود دارد، بعد کليدها را پس از استفسار از شواري نگهبان ميبرند و ميبينند هيچکدامشان در را باز نميکنند. بعد با لگد در را باز ميکنند وبعدن مي فهمن كه قفل رو بعضي ها عوض كردن
بابا بي خيال بيا اينجا دنيا رو بي خيال شو دنيا ارزش نداره
اگه يه بار همه 20واحد رو توي يه ترم افتادين: بي خيالش
اگه شما رو با نمره 11.99مشروط كردن: خوب... شده ديگه
اگه استاد ميخواد به جاي آقا بهتون بگه خانوم: بگه
اگه يه دفعههارد ۱۲0 گيگابايت شما هاپوليهاپو شد: پيش مياد ديگه
اگه پرسپوليس قراره ازاستقلال ببازه: كه هميشه مي بازه بي خيال
اگه سر مراسم خواستگاري، همونجا، عروس خانوم گفت نه: ايشاالله خوشبخت بشه
اگه آمريكا يه موشك اتمي تنظيم كرده درست روي خونه شما: مسئلهاي نيست
اگه صبح اول مهر بجاي ساعت 6، ساعت 7 رفتين سر كار: دقيقا رفتين سر كار
اگه كفشي كه امروز واكس زدين رو، همه لگد ميكنن: تعجبي نداره
اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسي دعوت شدين: مباركه، عروسي رو كه نميشه نرفت
اگه کار شما به جايي رسيده كه خودتون به خودتون ايميل ميزنين: اينجوري هم يه صفايي داره
اگه توي انتخاب واحد به شما 13واحد بيشتر نرسيده: حتما حكمتي توي اون بوده
اگه بعد از 3ساعت چت كردن يادتون اومد كه با اينترنت ساعت 500تومن وصل شده بودين: مهم نيست
اگه شمعهاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن: لبخند بزنين
اگه ماشينتون جلوي يه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچرگيري بلد نبودين: خودتون رو نبازين
اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدين يكي پشت سرتون وايساده: عيبي نداره بابا
اگه چكات برگشت خورده هر روز تلب كارا در خونتن :بزار همون جا باشن
اگه دانشگاه قبول نشدي بي خيال مگه اونهايي كه قبول شدن چه گهي خوردن
اگه همه بهت مي گن چلمنگ بزار بگن هيچ آدمي كامل نيست
اگه از بيكاري داري سرما خوردگي مي گيري بي خيالش مي ري دكتر
اگه تو آزمون ورودي ماسسات حق تورو خوردن كسي ديگه به جاي تو قبول شده بگو نوش جونش
اگه از تاكسي پياده شدي پول نداري كرايه رو حساب كني بي خيال فرار كن
اگه امروز دعوات شده حسابي كتك خوردي بي خيال دفعه ديگه با زنجير برو به دعوا با چند تا بروبچ مسلح ديگه
اگه ميري تو صف نون وايي 1 ساعت منتظري تا نوبت شما مي شه نون تموم ميشه بي خيال فكر كن روزه اي
اگه بغل دستي شما سر كلاس كه اتفاقا" كنار شما رديف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توي دماغش فرو كرد، شش دور بپيچوند، بعد با يه حالت دوراني بيرون آورد، خوب بهش نگاه كرد و بعد خيلي آروم زير ميز كلاس دستش رو پاك كرد!: نه! اين يكي رو شرمنده . آدميزاد هم يه تحملي داره!؟
شما هم ازانوع بي خيالي كه بلدين واسم بفرستين تا با اسم خودتون تو اين وبلاگ كه از خودتونه بزارم
یه بچه ترکه میره پيش باباش ميگه چرا به من ميگن خر باباهه ميگه برو از تو آشپزخونه يه قابلمه بيار تا بهت بگم وقتي مياره ميزنه رو قابلمه ميگه اين صداي چيه؟ بچهه ميگه فکر کنم دارن در ميزنن! باباهه ميگه حالا فهميدي چرا بهت ميگن ترک خر؟ بلند شو قابلمرو بزار سر جاش تا من برم در رو باز کنم
يه روز يه آبادانيه رو از زير آوار زلزله در ميارن ميبينن موبايلش دستشه. يارو يه نگا به ملت ميکنه ميگه ويبراتور رو حال کردين؟
شوهر نصفه شب از خواب بيدار ميشه و صداي پاي دزد را ميشنفه. زنش را از خواب بيدار ميكنه و ميگه: به نظرم توي اتاق پذيرايي يه دزد هست
دكتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه كرد و در برگه نوشت
رئيس دستور داد تمام اسناد و مدارك قديمي رو به علت نداشتن جاي كافي از بين ببرند، اما رئيس بايگاني گفت: قربان، اين اسناد خيلي مهمه. ممكنه كه بعدا لازم بشه. رئيس فكري كرد و گفت: مهم نيست، از همشوون يه كپي بگيرين و بقيه رو از بين ببريد
خدمتكاري كه براي تميز كردن خانه آمده بود يك گلدان قديمي چهارصد ساله را موقع تميز كردن به زمين انداخت و شكست. خانم خانه كه خيلي ناراحت شده بود، گفت: ميدوني اين گلدون مال چهارصد سال پيشه؟ خدمتكار گفت: خدا رو شكر! فكر كردم تازه خريدينش
.
يارو تهرونيه ميره مشهد حرم امام رضا، يك نامة بلند بالا هم مينويسه كه امام رضا جون، پنج ميليون پول ميخوام، يك ماشين ميخوام، يك زن رديف ميخوام و خلاصه يك صفحه پر ميكنه. پشت صفحه هم مينويسه: يا امام رضا، اگه اينا رو نميدي، بزن مارو بكش؛ راحتمون كن. خلاصه نامه رو ميندازه تو، بعد يك دقيقه نگاه ميكنه به آسمون، ميبينه يكي از گلدستهها داره ميافته روش! خودشو پرت ميكنه يك طرف و خلاصه با هزار بدبختي جاخالي ميده. بعد كه خطر رفع شد بلند ميشه داد ميزنه: جسارته يا امام رضا، به گمونم نامه رو پشت و رو گرفتي
يارو رفته بوده سينما ، دماغشو در مياره ، مي بينه جايي نداره بماله ، مي ماله دست بغليش مي گه آقا ! اينو دست به دست بده برسه به ديوار
يه دهاتي تو دهشون خرشو گم مي كنه و هر چي مي گرده پيداش نمي كنه ، آخرش مي ره شهر كه دنبال خرش بگرده ، تا شب دنبالش مي گرده باز پيداش نمي كنه ، هوا تاريك بوده و نمي تونسته برگرده دهشون ، تصميم مي گره شب رو تو يه مسافرخونه بمونه ، هر جا مي رفته جا نداشتن ، تا اينكه خسته و كوفته مي رسه به يه مسافرخونه ، كلي التماس مي كنه ، صاحب مسافرخونه دلش مي سوزه ، مي گه باشه ، بيا برو اتاق شماره 27 ، مال يه زوج جوونه ، الان نيستن ، شب ديروقت ميان ، زير تختشون بخواب ، صبح هم تا بيدار نشدن پاشو جيم شو ، اونم ميره و . نصف شب فكر خرش بوده و خوابش نمي برده ، دختر و پسره هم اومده بودن . رو تخت پسره دختره رو مي گيره بغلش ، مي گه : عزيزم من تو چشاي تو همه دنيا رو مي بينم . يارو دهاتيه از زير تخت داد مي زنه : عمو! خوب نيگاه كن ببين خر مارو اونجا نمي بيني؟؟؟
به يارو مي گن با گوهر جمله بساز ، مي گه : تو گه هر وقت منو مي بيني مي گي جمله بساز
يارو با 206 مسافر كشي مي كرده ، 5 نفر سوار كرده بوده ، با سرعت تمام مي رفته ، اولي مي گه : آقا خيلي داري تند ميريا
اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار, اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمهسبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمهسبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخري تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفتهس.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو ميگيره كه نقصير شماهاست! زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم, تو خونه هم هروقت قورمهسبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونة مادرم بودم, اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد
به تركه مي گن : پيامبر كي به رسالت رسيد ؟
تركه مي خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد
از ترکه می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟
ترکه با رشتيه دعواش می شه.يه چک می خوابونه زير گوشش
يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکی اومد گفت : خر چند؟
!تركه مي افته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا ميگيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم
.
يه يارو ميره زير غلطك، تركه ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه
تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره
تركه جلوی پمپ بنزين داشته سيگار ميكشيده، بهش ميگن: جلوی پمپ بنزین سيگار نكش
تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه
تركه با پسرش رفته بوده دزدي، پاسبونه ميبينتشون. دوتايي ميزنند به چاك، پاسبونه هم ميگذاره دنبالشون و داد ميزنه: كره خر! واستا
تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟
تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد،
تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن
.
تركه داشته از تو جزيره آدمخورا رد ميشده، يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت ميكنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم! يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه، سنگ رو ميكوبه تو كلة رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابهجا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع ميكنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي
به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف ميكنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي كنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت
به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه: كره خر چنگ نزن
تركه هر روز زنگ يك كليسا رو ميزده و در ميرفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه، يك روز پشت در كمين ميكنه، تا تركه زنگ ميزنه، خرشو ميگيره
تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره،
ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتيه مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو قبر. آخري نوبت اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سيهزارتومني مينويسه ميندازه تو قبر، بيستهزارتومن بقيشو برميداره
باباي تركه تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازون به بعد، تركه تا ميرفته تو توالت يهو حالش خراب ميشده و هايهاي ميزده زير گره. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه، بهش ميگه: مرد مومن، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! تركه با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده
آگهي استخدام ميبينه كه: به يك مهندس كامپيوتر مجرب و باسابقه نيازمنديم. خلاصه فرداش كت شلوار ميپوشه و اساساً تيپ ميزنه و پاميشه ميره واسه مصاحبه. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما مدركتون از كدوم دانشگاهه؟ تركه ميگه: ايلده من مدرك ندارم كه! يارو تعجب ميكنه، ميگه: پس حتماٌ سابقة كارتون زياده... قبلاٌ تو كدوم شركت كار ميكردين؟ تركه ميگه: والله من شركت مركت بيلميرم! پدر مرحومم يك سوپرماركت داشت، منم همونجا كار ميكنم!! يارو شاكي ميشه، ميگه: مردك! تو اصلاٌ بلدي كامپيوتر رو روشن كني؟! تركه ميگه: والله نه!! مرده قاط ميزنه، ميپرسه: پس اومدي اينجا چه غلطي بكني؟! تركه ميگه: ايلده من فقط اومدم بگم كه دور من يكي رو بايد خط بكشيد
تركه ميره صدا و سيما تِست دوبلوري بده، خلاصه ميشينه اون پشت و مسئول اونجا ميگه شروع كن. تركه ميگه
تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد
مي دونين رشتيا به چراق خواب چي ميگن ؟ شاهد ماجرا
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روزي يه ميخ ميره عروسي, اونقدر قر ميده كه پيچ ميشه
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يه مار با يه جوجه تيغي عروسي ميكنن بچشون سيم خاردار در مياد
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ازيه نفرمي پرسند نظرت درمورد ملاقات بوش با پوتين چيه؟ميگه
اينطوركه بوش ميادزمستون كه تموم بشه ديگه پوتين مصرفي
نداره
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يك خري 2تومان پول داشت وصاحبش يك تومان.يك روز صاحب خر به خرش ميگه حاظري 2تومان رابا يك تومان من عوض كني خره ميگه مگه من خرم كه همچين كاري بكنم
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يه روز يه مداح ميخواسته به مناسبت تولد ...... ! مولودي بخونه به حضار اعلام مي كند من هر چه گفتم شما بگيد قربونش برم الهي. از قضا خانم, مداح خياط بوده وآقا اشتباهي دفتر خياطي خانوم رو با خودش برده بوده
مداح ميخونه :دور كمر شمسي خانم 2متره
حضار ميگن :قربونش برم الهي
مداح:دور سينه اقدس خانم 3 متره
حضار ميگن :قربونش برم الهي
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دختر وپسري در روز اول آشنايي شان:
پسر ميگه: ببخشيد اسم شما چيه ؟
دختر با ادا ميگه :عطر گل ياس اسمم ثريا س وبعد از پسر اسمش را مي پرسد
پسر ميگه:گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
معلم:پرويز پنج را با چي جمع كنيم تا بشود پنجاه؟
باقر:اقااجازه با((آه))
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به يه خرگوشه ميگن هويج دوست داري؟ ميگه آره . ميگن چرا؟ ميگه هويجوري !!!!!!!!!!!!!!!!
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يك روز يك موش مي ره داروخانه مي گه مرگ من دارين
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يك روز يه ماشين از رو انگشت يه نفر رد مي شه طرف مي ميره تعجب مي كنن كه مرده بعد مي فهمن كه موقع تصادف انگشتش تو دماقش بود
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يه روز يه مرده ميره تعزيه يك اسكويي بهش خرما تعارف ميكنند دست ميكنه و يك مشت برميدارد صاحب خانه ميبيند مياد پيش مرده و ميگه ببخشيد ها يك نفر مرده تريلي كه چپ نكرده
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به یارو ميگن يك جمله بگو توش 7تا بيل داشته باشه ميگه:والا نميدانم هابيل با بيل قابيلو كشت يا قابيل با بيل هابيلو كشت
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يه روز یه نفر ميخاد مهتابي بخره ميره مغازه ي الكتريكي يادش ميره بگه مهتابي به فروشنده ميگه اقا ببخشيد به من يه متر لامپ بدين
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یارو شلوارشو بر عكس ميپوشه ننش ميگه الهي من قربون بچم برم كه هر وقت داري ميري انگار داري مياي
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يه مورچه با يه پشه ازدواج مي كنند بچه دار نمي شند ميدونيد چرا؟
چون مورچه موقع خواب پشه بند مي زده
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
چهارتا مورچه مي رن حموم بعد 2تا ميان بيرون اون 2تا چي ميشن؟
مي چسبن به صابون
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يه روز يه نفر سواره اتوبوس ميشه. تو اتوبوس عاشق يه دختره ميشه. وقتي از اتوبوس پياده ميشه, شماره پلاك اتوبوس را يادداشت ميكند
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به يكي ميگن با قباد جمله بساز.يارو ميگه:بزن بزيم به سزعت برق و باد
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يه روز هواي تهران خوب بود طرف زنگ ميزنه هواشناسي تشكر ميكنه
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
رنگی : یه روز یه آفاب پرست می ره روی یه جعبه مداد رنگی هتگ می کنه
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
عاشق : یه مار عاشق مار دیگه می شه می فهمه شیلنگه
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نترس : طرف میره در بحچال رو باز می کنه و می بینه : ژله داره مثل بید می لرزه بهش میگه : نترس می خوام پنیر بخورم
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خر زیبا : یه خر لنز می ذاره و می ره توی جنگل ، همه حیوون ها نگاهش می کنند ، میگه چیه مگه آهو ندیدین
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بسیجیه عاشق ميشه، نوار خالي گوش ميكنه
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یاروه هر روز زنگ يك كليسا رو ميزده و در ميرفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه، يك روز پشت در كمين ميكنه، تا یارو زنگ ميزنه، خرشو ميگيره و ميپرسه چيكار داري؟ یارو حول ميشه، با تتپته ميگه: ببخشيد، عيسي هست؟!
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
رفيق قضنفر ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟ آقا ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچهها رفتيم شمال!
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
محرم بوده , ....... شعارهاي دسته هاشون همه تكراري شده بوده, يارو مداحشون ميگه اينجوري خيلي شيته يكي دو نفر برن تهران هر چي شعار ديدن وردارن بيارن بخونيم
خلاصه ميرن شعار از تهران ميارن و دو دسته ميشن
دسته اول ميگه : هشتصد و هفتاد و پنج , هشتصد و پنجاه!
دسته دوم ميگه : تخليه چاه , تخليه چاه
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يک روز غضنفر ميره قهوه خونه ، 2 تا چايي ميخوره ، 5 تا چايي ميخوره ، 10 تا چايي ميخوره ، 51 تا چايي ميخوره قهوه خونه چي شاکي ميشه ميگه : مرده حسابي خسته نشدي اينهمه چايي خوردی ؟ميگه : راست ميگي والله ، يه چايي بيار بخوريم خستگيمون در ره
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
رشتیه از ساختمان ۵ طبقه می افته زنده می مونه همه جم می شن میگن آقا چی شده میگه والله نمی دونم منم تازه رسیدم
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یه روز تو جبهه یه بنده خدایی شهید میشه می خوان خبر شهادتشو به خانوادش بدن فرمانده میگه کی می تونه این خبرو به خانواده شهید محمدی بده و یه طوری بگه که کمتر ناراحت بشن غضنفر قبول میکنه میگه من می تونم.بعدش زنگ میزنه گوشی رو برمیدارن میگه منزل شهید محمدی!
نظر یادتون نره...!!!!!!؟؟؟؟؟؟
باتیستا: فکر کنم این عکسها را جایی دیده باشم....آره دیدم!!!!
همه ی عکسها کپی عزیزم دیگه خیلی داری تابلو میشی.
من: آقای باتیستا ۱- من این عکسها را خودم طراحی نکردم ۲- حسودیت میشه به وبلاگ
۳-خیلی ارضه داری وبلاگ یا آی دی خودت را بده
تازه کسی رو زور نکردم بیاد تو این وبلاگ لطفا یا نیاید یا اینکه میاید نظرهای چرت و پرت ندید . حسودی هم نکنید(وبلاگ در پیتی که حسودی نداره) آقای باتیستا
ارضه داری برو وبلاگ بهتر بزن
اصلا" بلد نیستید نظر بدید![]()
ترکه با احساس یکی بازی می کنه 3-0 می بازه
از ترکه ميپرسن شغلت چيه:: ميگه: يه اطلاعاتي هيچ وقت شغلشو لو نميده
ترکه میره المپیک توی دو میدانی مسابقه شروع میشه . ترکه صد متر رو توی هشت ثانیه میره میان باهاش مصاحبه میکنن میگن که چیکار کردی.ترکه میگه : آقا ورزشگاتون چقدر سوسک داره.
به يه تركه ميگن برو به خانواده فلاني بگو باباشون مرده ميره مي بينه بچه يارو داره بازي ميكنه ميگه بابات كجاست بچه ميگه رفته سبزي بخره تركه شست خودشو نشون ميده ميگه بيلاخ مرده...!
دو تا ترک به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! ترکه میگه: مگه خودت نمیخوای بیای
ترکه باباش آتیش می گیره جو میگیرتش از روش رد می شه !!!
تركه مي ره دكتر مي گه آقاي دكتر هيچ كس چرا منو تحويل نمي گيره ؟دكتره مي گه: نفر بعد
به ترکه می گن باباتو بیشتر دوست داری یا ننتو ؟
می گه : ننتو !!!
يك بار تركه ميره مشهد بعد ميگه يا امام علي قربون سر بريدت برم كي ظهور مي كني ما اينقدر نيايم قم
به ترکه میگن کامپیوتر داری؟ میگه کامپیوتر چیه مرد باید خایه داشته باشه.
تركه نذر كرده بود كه هزارتا صلوات بفرسه ميره دم ورزشگاه آزادي مي گه جميعن صلوات
پليس به تركه: اينجا ماهيگيري قدغنه!!! تركه: ولي اينجا تابلو نزدين!!! پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين!!!!
يه روز يه تركه سوار اسانسور ميشه وقتي اسانسور حركت ميكنه بلند ميگه براي سلامتي اقاي رانده صلوات
يه روز به يه تركه ميگن چقدر خري مي گه تازه بابامو نديدي
تركه ميميره ميره اون دنيا، ازش ميپرسن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير ميخوردم.
ميگن ؟ شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا. گاوه يهو نشست
به يه تركه ميگن چرا گردنت بو ميده ميگه آخه هركي ميگوزه ميندازه گردن من !!!!!!!!!!!!!!
ترکه میره خواستگاری میبینه دختره سبیل داره میگه خانوم شما چرا سبیل دارید ؟ دختره ناراحت میشه گریه می کنه .
ترکه میره از دلش در بیاره میگه : مرد که گریه نمی کنه
تركه مي ره دكتر مي گه آقاي دكتر هيچ كس چرا منو تحويل نمي گيره ؟دكتره مي گه: نفر بعد
تركه میره حرم دارد میزنه: آقايون شلوغ نكنيد!حاجتها قاطیمیشه! من پارسال اومدم،حامله شدم
ترکه ميره توالت ، مگسها خيلي اذيتش ميکنن ! عصباني ميشه ميگه : شلوغ نکنين ، واسه بابام که نميرينم ، واسه شما ميرينم
ترکه داشت تو خيابون چش چروني مي کرده يه نفر بر ميگرده بهش ميگه: مگه خودت خوار مادر نداري؟؟؟ ميگه دارم ولي به اين خوشکلي نيست
ترکه میره خواستگاری پس از اینکه خانواده دختر و خود دختر رضایت خودشون رو اعلام میکنن پدر دختره از ترکه میپرسه پسرم این گلی رو که به یقه لباست آویختی،خارهاش اذیتت نمیکنه ؟ترکه میگه:خارا که نه اما گلدون اونکه تو پیراهنمه خیلی اذیت میکنه
تركه جونش به لبش رسيده بوده تف ميكنه ميميره
ترکه تو خواب از 2-3 نفر بدجور کتک میخوره فردا شب با بچه محلاش میخواب
تركه ميره خونه ميبينه بويه گاز مياد به زن و بچههاش ميگه برق و روشن نكنيد من كبريت اوردم
فيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟ تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچهها رفتيم شمال!!!!!!
تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده
به ترکه میگن میدونی خدا کجاست؟میگه نه ولی هر جا هست حضرت ابوالفضل پشت و پناهش باشّ
تركه با ماشين ميره تو دره، بهش ميگن: چي شد بابا؟ چرا افتادي تو دره؟ ميگه: والله ما داشتيم تو جاده با ماشين ميرفتيم، هي جاده پيچيد، من پيچيدم، دوباره جاده پيچيد، باز من پيچيدم، يهو جاده پيچيد، من نپيچيدم!
ترکه زنگ کليسا رو ميزده در ميرفته، آخر سر کشيشه قايم ميشه تا ترکه مياد يقشو ميگيره ميگه واسه چي زنگ ميزني،
ترکه هول ميشه ميگه: اِ ، اِ ، عيسي هست؟
رييس بيمارستان از دکتر(که احتمالاً ترک بوده)
مي پرسه عمل چه طور بود.ترکه هم مي گه
مگه براي کالبد شکافي نياورده بودينش.
ترکه جولوی دختره می خوره زمین
میگه : حرکتو داشتی
ترکه ميگن چي شد که ترک شدي؟ ميگه: بچه بودم خر گازم گرفت
یه روز دو تا ترکه می رن دو تا خر می خرن با خودشون فکر میکنن چی کار کنیم که خرامون اشتباه نشه یکی این گوششو می بره یکی اون گوششو می بینن شبیه شده یکی این پاشو می زنه یکی اون پاشو .......همینجوری همه دست وپا و دم و اینا رو می زنن خلا صه می بینن بازم شبیهه می گن اصلا بی خیال سیاهه مال من سفید مال ت
به يه تركه ميگن: خر عاقلتر است يا گاو؟ ميگه: خوب معلومه ديگه گاو! ميگن چرا؟ ميگه: ايلده وقتي گاو ميخواد از اينطرف جاده بره اونطرف اول يه نگاه به اينطرف ميكنه بعد يه نگاه به اونطرف ميكنه بعد از جاده رد ميشه. ولي خر... عين گاو سرشو مياندازه پايين و از جاده رد ميشه!
قزوینی با عصبانیت می ره خونه به خانم میگه همه پرده های خونه رو بکن زنه این کارو می کنه بعد قزیونی میگه حالا بشین می خوام بی پرده باهات صحبت کنم.
توقزوین بیلیارد ساعتی 2000تومان تماشاچی 5000تومان
يك روز يك نفرميره كنارزندان ميبينه كه دوسربازخم شده اند ازشون مي پرسه براي چه خم شده ايد مي گويند يك زنداني قزويني اززندان فراركرده برايش تله گذاشته اي
جوايز قرعه كشي بانك تجارت شعبه قزوين نفر سوم :۱كودك نفر دوم: ۳ كودك نفر اول :كليد طلايي يك مهدكودك
جشنواره قزوين: 1: دمر شدگان .2: من کامبيز 14 سال دارم 3:اسپارتاکون 4: کميسر متهم ميکن
تو قزوين زلزله مياد از سقف يه بچه ميفته پائين قزوينيه میگه : اهههه هنوز زلزله تموم نشده ، کمک مردمی رسي
از يك فزويني مي پرسند چرا هنوز ازدواج نكردي نكردي؟ميگه چون هنوز برادر زن مورد علاقمو پيدا نكردم.
قزوينيه تو صف نون وايي بوده که شاطر ميگه نون تموم شد همه داشتن ميرفتن که قزوينيه ميگه نون تموم شده چرا صفو به هم ميزنيد
مادره به دختره می گه : دخترم چرا حامله نمی شی ؟
دختره می گه نمی دونم ! حمییییییییید !!!
یک روز یک قزوینی میره خونه یک پولداره برای دزدی و 200 میلیون پول نقد دزدی میکنه و فرار میکنه 1 ساعت بعد زنگ میزنه به صابخونه و میگه بچه رو بیارین و 200 میلیون رو ببرید
شهرداري قزوين تو پاركاش تابلو زده نوشته لطفا گل بچينيد
قزوینی ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!
ميدونيد به فرمانده قزوينهاچي ميگن ارباب حلقهها
يه قزوینیه داشته با بچش گرگم به هوا بازي ميكرده، يهو جَو ميگيردش بچشو ميخوره!!
یه بچه تو قزوین گیر میکنه یه تاس بهش میدن میگن اگه یک تا پنج بیاری ترتیبتو میدیم. میگه اگه شیش بیارم چی؟ میگن جایزه اش اینه که یه بار دیگه تاس بندازی
یبار یه نقطه میره قزوین سوراخ برمی گرده
قزوینیه نامه میده به جنیفر لوپز : شما که کان زیبا داری چرا نماز نمیخوانی?
قزوینیه بعد از نماز جماعت: به بغل دستی : قبول باشه . به جلویی: خسته نباشی . به عقبی: باشه تا حسابت رو برسم
با عرض معذرت از همه قزوینی ها
بنده خدایی میگه که : من دو بار ازدواج کردم هر دو بار بد شانسی اوردم همسر اولم ترکم کرد دومی ترکم نمیکنه
یه فلک زده هم میگه همسر من همیشه از دو تا چیز ناله میکنه یکی اینکه لباس کافی برای پوشیدن نداره یکی اینکه جای کافی برای لباساش تو خونه نداره
یه بنده خدایی میگه مردای متاهل دوتا ارزوی بزرگ دارن یکی اینکه پول برای خرید خونه داشته باشن دوم پول برای خرید ماشین واسه فرار کردن از خونه ( بابا منکه نمیگم اینجوری نگام میکنید) و در اخر سقراط ميفرمايد : وقتی شما ازدواج ميکنيد ؛ اگر همسر خو بی گير تان بيايد آدم خوشبختی خواهيد بود اما اگر همسر نا جوری نصيب تان بشود بدون شک فيلسوف خواهيد شد حالا هر کی جرات داره زن بگیره
امید وارم خوب باشد نظر یادتون نره![]()
لره داروخونه داشته یه روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کشه جدید رسید!! خلاصه بعد یه مدت یه بابای میاد تو میگه: ببخسید جناب جریان این سوسک کش چیه؟ این خونه ما رو سوسک سر گرفته لره میگه: این سوسک کشه جدیده بازدهیشم خیلی بالاست!.شما این دارو رو میریزید توی قطره چکون بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید هر سوسک رو که گرفتید در روز سه نوبت(صبح-ظهر-شب) تو هر چشش دو قطره از این میچکونید! بعد از یه مدتی سوکسها کور میشن وخودشون از گشنگی میمیرن!! یارو کف میکنه میگه: خب اخه اگه سوسکها رو بگیرم که در جا میکشمشون!لره میره تو فکر بعد یه مدت میگه: اره خب از اون راهم میشه!!!!
لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو بهم میکشیده! ازش میپرسن واسه چی اینقد محکم وضو میگیری؟ ترکه میگه: چنی ارم وضو میگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه!!!
از يه لره ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه
لره هر روز زنگ يك كليسا رو ميزده و در ميرفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه، يك روز پشت در كمين ميكنه، تا طرف زنگ ميزنه، خرشو ميگيره و ميپرسه چيكار داري؟ يارو حول ميشه، با تتپته ميگه: ببخشيد، حضرت عيسي هست؟!
لر رو رو ميكنن رئيس صدا و سيما، بعد از دو روز بر كنارش ميكنن. رفيقاش ازش ميپرسند: چي شد؟ ميگه: هيچي فقط وسط اذون آگهي پخش كرديم!!!
دکتره برای لره ازمایشه مدفوع مینویسه بعد ار دادن نمونه فردا به ازمایشگاه مراجعه میکنه و به او اعلام میکنن که نمونش گم شده دوباره نمونه رو میده و از شانس بدش باز میگن نمونه گم شده!!!فردا هم همین جوری میشه! بالاخره غیرتی میشه و فریاد میزنه:اینجا هم که گه خوریه!!!
لره به دختر كدخداي دهشون تجاوز ميكنه. ميبرنش پيش قاضي. قاضي بهش ميگه: مرتيكه! چرا اين كارو كردي؟ لره ميگه: آقاي قاضي! شب مهتو، لب اُوْ، تو بيدي نميكردي؟! قاضي ميگه: نه! لره ميگه: برو گي تِ بخور
با چند تا جک چطوری:![]()
عربه زنشو براي زايمان برده بوده بيمارستان.بعد ار يه مدت يه پرستاره اروم مياد ميگه:يه خبر بدي براتون دارم.متاسفانه بچه عقب افتادست! عربه ميگه: ولک شيشتاشون از جلو افتادن هيچ گهي نشدن. بزار اين هفتمي از عقب بيوفته شايد يه گهي شد!!!
يه روز مسابقه ميزارن هر کي بتونه يه خر و هم بخندونه هم گريه اونو در بياره!!هيشکي نميتونه!!!. يه عربه مياد هم مي خندوندش هم گريشو در مياره ازش ميپرسن چطوري اين کارو کردي؟!! ميگه بهش گفتم ماله من از ماله تو بزرگتره!!!خره خندش گرفت!!بعد در اوردم بهش نشون دادم گريش در اومد!!
عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!!
عربه ميره داروخونه ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه: بگذار برم هزار تا ميخ بخرم، يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: آره، 3 تا كارتون ميخ ميگذاره جلو عربه... عربه يك نگاه ميكنه ميگه::اََاَ....ه! ولك توچقدر ميخ داري
يک بار عربه داشته با دوچرخش مي رفته که يک دختر خيلي خوشگل مياد و ميگه ميشه من رو تا سر کوچه برسوني؟ عربه هم مي گه باشه و دختره که يک دامن کوتاه هم پوشيده بوده، مي شينه روي ميله وسط دوچرخه و براه ميافتند. وقتي که مي رسند به مقصد، دختره واسه اينکه لج عربه رو دربياره مي گه: تازه، دلت بسوزه!! من شورت پام نبود!!!
عربه هم ميگه: اه؟ دل خودت بسوزه چون دوچرخه من هم ميله وسط نداشت
عربه نمي دونسته توي حجله چه كار بايدبكنه رو همين حساب عبود يه موبايل بهش ميده تا با اون بتونه راهنماييش كنه . خلاصه وقتش كه مي رسه عربه زنگ مي زنه و مي پرسه چه كار كنم ، عبود هم بهش ميگه اول لختش كن بعد بيا ازش لب بگير و بيا پايين تا برسي به سينه . اونجارو كه مالش دادي مياي يك وجب پايين تر از ناف يه سوراخي هست درسته ؟ عربه هم ميگه آره . ميگه حالا اوني رو كه من و تو داريم و خديجه نداره بكن تو اون سوراخ . عربه هم موبايل رو ور ميداره ميكنه تو اون سوراخ
به عربه ميگن زن رو تشبيه كن، ميگه: ولك زن مثل باغچه ميمونه... صبح آبش ميدي، ظهر آبش ميدي، شب هم شيلنگ رو ميندازي توش تا صبح آب بخوره
به يه عربه ميگن با گچ جمله بساز ميگه عــــــــــــــــــــــو عــــــــــــــــــــــو
(نیازمند نظر های پر امیدتان هستیم)
زورتان میامد ۴ تا نظر بدید باشه اشکالی نداره من ۱ ماه صبر کردم ولی ۴ تا نظر ندادید اشکالی نداره من پست میذارم ما الان اسباب کشی داریم تمام شد بازم میذارم ولی نظر یادتون نره ![]()
دختر ها نخوانند بهتر است گرچه دختر های امروزی .............. ![]()
يه روز تو اخبار به زنا ميگن شوهراتونو بفرستيد براي کمک به بوسني زنا به شوهراشون ميگن بريد ولي قبول نميکنن براي همين زنها تصميم ميگيرن برن بر عليه شوهراشون تظاهرات کنند در تظاهرات ميگن: يا که ميريد به بوسني يا شب جمعه کس نيست
مردا ميگن: ما نميريم به بوسني به کيرمون که کس نيست
به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت:يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در و که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد نولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو
سه نفر کل گذاشته بودن سر پستوناي زنشون!اولي ميگه:پستوناي زن من اندازه خربزهست دومي ميگه پستوناي زن من اندازه ي هندونست سومي ميگه با با اينا که چيزي نيست من وقتي کرست زنم رو ميبرم خشک شويي يارو ميگه: چتر نجات قبول نميکنيم
به تركه ميگن: نظرت در باره كير چيه؟ ميگه: والله نميدونم، بايد بشينم روش فكر كنم
تهرونيه خوابيده بوده كنار زنش، يهو هوس كار خير ميكنه و شروع ميكنه آروم آروم با پر و پاچة حاج خانوم ور رفتن. زنش پشتش رو ميكنه بهش، ميگه: رامين بيخود فكراي الكي نكن... فردا بايد برم دكتر زنان، اونجام بايد تميز باشه! تهرونيه ميخوره تو پرش، يكم واسه خودش چرت ميزنه، بعد يهو خوشحال بلند ميشه، به زنش ميگه: شقايق جون، فردا وقت دندونپزشكي كه نداري؟؟؟؟
تركه داروخونه ميزنه، رو درش مينويسه: فروش نوار بهداشتي با نصب در محل
تركه ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر تخمم درد ميكنه، دكتر دست ميزنه ميگه: الان چه احساسي داري؟ ميگه: دكتر جون دوست دارم ادامه بده
يه ترکه ميره داروخونه ميگه اقا يزيد دارين! ميگه يزيد چيه؟!!ما يزيد نداريم.ترکه ميگه هموني که مي زارن سر اونجاشون ديگه!!!!!مرده ميگه با با اسمه اون که کاندومه با با!!ترکه ميگه ايلده من نيميدونم هر چي جلوي اب و بگيره يزيد ديگه!!
مزاحمه زنگ ميزنه خونة يه تركه، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: خوب پس بيزحمت بكنيدش تو كونتون! تركه شاكي ميشه و قطع ميكنه. سه چهار ساعت بعد باز مزاحمه زنگ ميزنه همون خونه، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ تركه مياد تيز بازي در بياره، ميگه: نه! مزاحمه با صداي متجب ميگه: اِااِ... يعني هنوز تو كونتونه؟ !!!!
يه معلمه رفته بوده دستشويي دانش آموزا، يهو يك گوز گوش خراش ازش در ميره! يه پسره تخس، تازه اومده بوده تو دستشويي، شروع ميكنه لگد زدن به در كه: آي كس كش مادر قحبه، تو كلاس چندمي؟! معلمه از ترس آبروريزي صداش در نمياد، ولي يارو ول كن نبوده و همينجور ميكوبيده به در و خوار مادر معلمه رو دور ه ميكرده! آخر معلمه، صداشو نازك ميكنه، ميگه: من كلاس دومم. شاگرده با لگد محكم ميكوبه به در، ميگه: گه خوردي مادر قحبه! گوزي كه تو دادي، از مال كلاس پنجمي ها هم گنده تر بود
عبود و جاسم مغازه تخم مرغ فروشي باز ميكنن، رو تابلوش مينويسن: عبود ، جاسم، تخم مرغ .... محصولي از كون مرغ
از تركه ميپرسن اسم زنت چيه؟ ميگه اسمش ميناس، من مين صداش ميكنم مردم نپرن روش!!!
يه مسيحيه با يه تركه قرار ميزارن زن همديگر رو بكنن! تركه به زنش ميگه: يارو كه اومد اتاق بهش بگو يا عيسي مسيح ! طرف پشيمون ميشه! زنه همين كار رو ميكنه و مسحيه پشيمون ميشه!
از اون طرف مسيحيه به زنش ميگه هر وقت تركه اومد تو اتاق بهش بگو يا علي! طرف شرمنده ميشه نميكنه! تركه ميره تو اتاق زن مسيحيه زنه ميگه يا علي! تركه شلوارشو در مياره ميگه : علي يارت! لنگو بده بالا!!!!!!!!!
يارو با زنش قرار داشته كه هر وقت هواي سانفرانسيسكو كرده بودم، ميگم: ماشين لباسشويي رو رو روشن كن، لباس چرك دارم. يه روز مرده ميخواسته يه حالي بكنه، به بچشون ميگه برو به مامان بگو لباس چرك دارم. بچه ميره و بر ميگرده، ميگه مامان گفت: برو بگو فعلاً وقت ندارم. دوباره بعد از يك مدتي مرده به بچه ميگه برو بگو كلي لباس چرك دارم، اون ماشين لباس شويي رو روشن كن. بازم بچه مياد ميگه مامان گفت: باشه بعداً، فعلاً اصلاً وقت ندارم. بعد از يه مدتي، زنه به بچه ميگه: برو به بابات بگو اگه ميخواد لباساشو بياره، ماشين لباس شويي رو روشن كنم. بچه ميره و برميگرده، ميگه بابا گفت: نميخواد با دست شستم!!
تركه عروسي ميكنه، هفتة بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ تركه ميگه: يك هفتهست!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين كُسه مايكرووِيو كه نيست!!!
قاضي به شاهد كه يه ترك بود ميگه: لطفا" بريد تو جايگاه شهود و كتاب انجيل رو بگيريد دستتون و قسم بخوريد كه راست ميگين. تركه ميره جايگاه شهود و انجيل رو ميگيره دستش و بلند ميگه: اين تو كون آدم دروغگو!!!!!!!!
مسؤل خوابگاه دخترا همه دخترا رو جمع ميكنه، ميگه: ديشب يه مرد اومده بوده تو خوابگاه. همه ميگن: واااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: اينطور كه فهميديم اين مرده رفته بوده تو اتاق يكي از دخترا. همه ميگن: واااااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: تازه، يه كاپوت هم پيدا شده. باز همه ميگن: وااااااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ادامه ميده: ولي گويا اون كاپوت سوراخ بوده. همه ميگن: هه هه هه... يكي ميگه: واااااي
تركه با خانومش ميره پيش دكتر. ميگه: آقاي دكتر من يه مشكلي دارم، روم نميشه بگم. دكتره ميگه: عزيزم بگو، مسئله اي نيست. تركه ميگه: آقاي دكتر من بلد نيستم با خانمم ازون روابط برقرار كنم! دكتره ميگه: بابا اين كه كاري نداره، خوب خانوم ميخوابند زير، شما ميخوابي رو، بعد هم شما آالت تناسليت رو ميكني تو آلت تناسلي خانوم. تركه ميگه: آقاي دكتر من اين چيزا رو نميفهمم. اگه ميشه شما يه بار اينكارو انجام بديد، من ببينم ياد بگيرم. دكتره ميگه: باشه و زنه رو ميخوابونه رو تخت، لباساش رو در مياره، تا دسته ميكنه. كارش كه تموم ميشه، تركه ميگه: آقاي دكتر اگه ميشه بگذاريد منم يه بار امتحان كنم ببينيد خوب ياد گرفتم يا نه. خلاصه تركه هم ميفته رو زنه واساساً ترتيبشو ميده. قضيه ميگذره، تا بعد از يكي دوهفته، باز دكتره ميبينه تركه و زنش اومدن تو مطب. ميپرسه: دوباره مشكلي پيش اومده؟ تركه ميگه: والله آقاي دكتر، ميبخشيد، بنده شرمندم. من اونكاري كه شما اون سري يادم داديد رو يادم رفته! اگه ميشه يك بار ديگه نشونم بديد. باز دكتره يك دست اساسي ترتيب زنه رو ميده و بعدش دوباره تركه امتحان ميكنه ببينه ياد گرفته يا نه! خلاصه اين قضيه چند هفته پشت سر هم تكرار ميشه. يك روز دكتره و رفيقش داشتن از خيابون رد ميشدن كه تركه ودوستش رو اون طرف خيابون ميبينن. دكتره به رفيقش ميگه: اون يارو رو ميبيني؟ ازون تركاي خره! هر هفته زنشو مياره مطب ما مي كنيم! تركه هم به دوستش ميگه: اون يارو دكتره رو ميبيني؟ خيلي پخمست! هروقت خانوم بلند مي كنيم مكان نداريم، مي بريم مطب اين مي كنيم
زنه ميره پرنده فروشي، ميگه: من يك طوطي باهوش ميخوام. يارو ميبردش جلوي يك قفس، ميگه: خانم اين باهوش ترين طوطيه كه من تاحالا ديديم. زنه به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم! زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه، تو چي ميگي؟! طوطيه ميگه: ميگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر ميخوره و ميگه: واه! چه طوطيه بي ادبي! من اينو نميخوام! يارو فروشندهه ميگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشين. من دو هفته باهاش كار ميكنم، اخلاقش درست ميشه. خلاصه زنه دو هفته بعد مياد، به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم. زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه تو چي ميگي؟! ميگه: ميگم سلا م خانم. خوش اومدين آقا! زنه ميگه: اگه با دو تا آقا بيام چي؟! طوطيه ميگه: سلام خانم، خوش آمدين آقايون! زنه ميگه: اگه با سه تا آقا بيام چي؟! باز طوطي همونو ميگه. خلاصه همينجور تعداد آقايون زياد ميشه تا ميرسن به شيش تا آقا. يهو طوطيه شاكي ميشه، برميگرده به فروشنده ميگه: ببين محمود آقا! نگفتم خانم جندست
رشتيه يك پول قلنبه مياد دستش، تصميم ميگيره يك كاسبي اساسي راه بندازه. خلاصه ميره سي مليون تومن شورت زنونه ميخره، بار تريلي ميكنه ميبره تهرون، شروع ميكنه فروختن، و بعد يك مدت كارش اساسي ميگيره. بعد از دو سه ماه، زنگ ميزنه به زنش ميگه: خانم جان، پاشو بيا اينجا ببين من با اينهمه شورت چه غوغايي كردم! زنش ميگه: هنر كردي! تو پاشو بيا اينجا ببين من اينجا بدون شورت چه غوفايي كردم
يه تركه مغازه سوتين فروشي زد بعد از مدت كمي
مغازش رو تعطيل كردند
روي شيشه مغازش زده بود : " با نصب رايگان
يه روز يه زنه صداش نازك بوده ميره دكتر واز دكتره دوائي مي خواد تا صداش كلفت بشه دكتره يه نسخه نوشت وبه زنه گفت:خانم اين دارو يه كم عوارض جانبي داره.زنه گفت:اشكالي نداره بعد از يه ماه زنه ميره پيش دكتره وگفت: آقاي دكتر صدايم كلفت شد.خيلي ممنون. دكتر گفت دارو هيچ عوارضي نداشت؟ زنه گفت: بله آقاي دكتر.كمي سينه ام مو درآورده.كه اونهم به تخمم
