تبليغاتX
جکستان
جکستان

جکستان

سلام

سلامی دوباره به همه شما عزیزان

خیلی وقت اسن وب را آپ نکردم  راستی خیلی دلم براتون تنگ شده بود شما ها چرا سر زیاد نزدید  عزیزان آمدم یک خبر بدم فکر نمیکنم دیگه بتوانم این وب را آپ کنم  

شاید ناراحت شاید هم خوشحال شوید  من سرم در وب جدیدم خیلی شلوغ است

جان من سر بزنید تازه من را با نام دنیای کشتی کج لینک کنید  www.wwechampion.blogfa.com

منتظرم سر بزنید و لینک کنید من همه شما را با همین اسمی که در اینجا لینک هستید لینک کردم همه شما را شما هم من را لینک کنید 

دیگه خیلی خیلی کم به اینجا می آیم و پست می گذارم

شاید هم نیایم

دیگه هر خوبی و بدی از مادیدید ببخشید

تا بعد

بای بای

 

نوشته شده توسط علی در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385

لينك مطلب

سلام به همه شما عزیزان

میخواستم یک چیزی بگویم:

۱-اگه دنبال وبلاگ را گرفته بودید متوجه میشدید که من مسابقات و عکس و ........ هایی که در وبلاگ میگذاشتم در مورد کشتی کج بود

بگذریم یک وبلاگ جدید در مورد کشتی کج زدم هم این وبلاگ را آپ میکنم هم وب جدید را از شما میخواستم آدرسی را که در پایین میدم را با نام دنیای کشتی کج لینک کنید و من هم شما را با نام همین اسمی که در وب جکستان لینک کردم در آن وب جدید لینک میکنم

یادتون نره www.wwechampion.blogfa.com با تشکر از همه شما حتما" لینک کنید من هم شما را لینک میکنم

بای بای

نوشته شده توسط علی در یکشنبه پنجم شهریور 1385

لينك مطلب

شنبه

مرد : امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين ، امروز قراره من و زري با هم بريم «فال قهوه روسي يخ زده» بگيريم

. ميگند خيلي جالبه ، همه چي رو درست ميگه . به خواهر شوهر زري گفته « شوهرت

برات يه انگشتر بزرگ ميخره » خيلي جالبه نه ؟ سر راه يه چيزي از بيرون بگير

بيا

 

 

يکشنبه

مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين ، امروز قراره من و زري بريم براي کلاسهاي «روش خوداتکايي بر

اعتماد به نفس» ثبت نام کنيم . هم خيلي جالبه ، هم اثرات خوبي در زندگي

زناشوئي داره . تا برگردم دير شده . سر راه يه چيزي از بيرون بگير و بيا

 

 

دوشنبه

مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين امروز قراره من و زري با هم بريم «شو»ي «ظروف عتيقه» . ميگن خيلي

جالبه، ممکنه طول بکشه، سر راه يه چيزي از بيرون بگير و بيار

 

 

سه شنبه

مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين امروز قراره من و زري با هم بريم براي لباس مامانم که براي عروسي

خواهر زري ميخواد بدوزه دگمه انتخاب کنيم . تو که مي دوني فاميل مامانم اينا

(!) چه قدر روي دگمه لباس حساس هستند . ممکنه طول بکشه . سر راه يه چيزي از

بيرون بگير بيا

 

 

چهارشنبه

مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين ، امروز قراره من و زري بريم براي کلاس «بدنسازي» و «آموزش ترومپت»

ثبت نام کنيم . همسايه زري رفته ، ميگه خيلي جالبه . ترمپت هم ميگند خيلي

کلاس داره ، مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله ، سر راه يه چيزي از بيرون

بگير و بيار

 

 

پنجشنبه

مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببين ، امروز قراره من و زري بريم با هم خونه همسايه خاله زري که تازه

از کانادا اومده . ميخوايم شرايط اقامت را ازش بپرسيم ، من واقعا'' از اين

زندگي خسته شدم . چيه همه ش مثل کلفتها کنج خونه ! به هر حال چون ممکنه طول

بکشه ، سر راه يه چيزي از بيرون بگير و بيا

 

 

جمعه

مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟

زن : ببينم ، تو واقعا'' خجالت نمي کشي؟ يعني من يه روز تعطيل هم حق استراحت

ندارم ، واقعا'' نمي دونم به شما مردهاي ايراني چي بايد گفت؟ نه واقعا'' اين

خيلي توقع بزرگيه که انتظار داشته باشم فقط هفته اي يه بار شوهرم من رو براي

ناهار ببره بيرون ؟

راستی کد جلوگیری از چپ کلیک چون در وبلاگ من چپ کلیک ممنوع است بیا در وبلاگ www.kabara75.blogfa.com تا برات بگذارم

این هم یک عکس از شکیرا

اگر نظر بدهید عکس از جنیفر بریتنی و.... میگذارم

 

نوشته شده توسط علی در پنجشنبه دوم شهریور 1385

لينك مطلب



جکستان JavaScript Codes