جکستان
*
عشق یعنی یک سلام و یک درود
*![]()
*
عشق یعنی درد و محنت در درون
*![]()
*
عشق یعنی یک تبلور یک سرود
*![]()
*
عشق یعنی قطره و دریا شدن
*![]()
*
عشق یعنی یک شقایق غرق خون
*![]()
*
عشق یعنی زاهد اما بت پرست
*![]()
*
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
*![]()
*
عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه
*![]()
*
عشق یعنی بیستون کندن بدست
*![]()
*
عشق یعنی آب بر آذر زدن
*![]()
*
عشق یعنی چون محمد پا به راه
*![]()
*
عشق یعنی عالمی راز و نیاز
*![]()
*
عشق یعنی با پرستو پرزدن
*![]()
*
عشق یعنی رسم دل بر هم زدن
*![]()
*
عشق یعنی یک تیمم یک نماز
*![]()
*
عشق یعنی سر به دار آویختن
*![]()
*
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
*![]()
*
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
*![]()
*
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
*![]()
*
عشق یعنی مستی و دیوانگى
*![]()
*
عشق یعنی خون لاله بر چمن
*![]()
*
عشق یعنی شعله بر خرمن زدن
*![]()
*
عشق یعنی آتشی افروخته
*![]()
*
عشق یعنی با گلی گفتن سخن
*![]()
*
عشق یعنی معنی رنگین کمان
*![]()
*
عشق یعنی شاعری دلسوخته
*![]()
*
عشق یعنی قطره و دریا شدن
*![]()
*
عشق یعنی سوز نی آه شبان
*![]()
*
عشق یعنی لحظه های التهاب
*![]()
*
عشق یعنی لحطه های ناب ناب
*![]()
*
عشق یعنی دیده بر در دوختن
*![]()
*
عشق یعنی در فراقش سوختن
*![]()
*
عشق یعنی انتظار و انتظار
*![]()
*
عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
*![]()
*
عشق یعنی سوختن یا ساختن
*![]()
*
عشق یعنی زندگی را باختن
*![]()
*
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
*![]()
*
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
*![]()
*
عشق یعنی با جهان بیگانگى
*![]()
*
از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
این اتش عشق است نسوزد همه کس را
*![]()
*
آورم پیش تو از شوق پیام دگران
گویمت تا سخن خویش به نام دگران
*![]()
*
من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
*![]()
*
گاه گاهی به من ازمهر پیامی بفرست
فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار
*![]()
*
غمی خواهم که غمخوارم تو باشی
دلی خواهم که دل آزارم تو باشی
*![]()
*
گر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند
حاشا که مشتری سر مویی زیان کند
*![]()
*
گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو نیست بگو راست بگو
*![]()
*
صبر در جور و جفای تو غلط بود غلط
تکیه بر عهد و وفای تو غلط بود غلط
*![]()
*
گرچه هرلحظه زبیداد تو خونین جگرم
هم بجان توکه ازجان بتو مشتاق ترم
*![]()
*
غیر از غم عشق تو ندارم , غم دیگر
شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر
*![]()
*
دل که آشفته روی تو نباشد دل نیست
آنکه دیوانه خال تو نشد عاقل نیست
*![]()
زدرد عشق توبا کس حکایتی که نکردم
چرا جفای تو کم شد؟شکایتی که نکردم
*![]()
*
تو کیستی،که اینگونه،بی تو بی تابم؟
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
*![]()
*
بشنو از نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند
*![]()
