تبليغاتX
جکستان - جکهای قشنگ و New
جکستان

جکستان

*بر در ورودى کلیسائى نوشته شده است: اگر از گناه خسته شده اى وارد کلیسا
شو! بعد زیر آن نوشته بود: اگر نه، با شماره زیر تماس بگیر!*

 

*یه نفر داشته برای مردم صحبت می کرده، می گه: اگه سگ بهتون حمله کرد باید
این آیه قرآن را بخوانید.
ترکه می گه: اما خوبه که آدم یک چوب هم با خودش داشته باشه، چون ممکنه
همه سگها عربی بلد نباشند!*

 

*ترکه رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می پرسه: چطور بود؟
ترکه میگه: خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. قست اول که تموم شد یک
پلاکارد نشون دادن که نوشته بود: "پرده دوم، دو سال بعد"
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بیرون!*

 

*زن ترکه بهش می گه شوهر همسایه، هر روز صبح که می خواد از خونه بره
بیرون زنش رو بوس می کنه، تو چرا این کار رو نمی کنی؟
ترکه می گه: آخه من که زن همسایه رو خوب نمی شناسم!*

 

*تو شهر غضنفر برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. غضنفر به
شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب
کردین هوا خیلی خنک شده!*

 

*اصفهانی ها وقتی مهمان براشون میاد این طوری تعارف می کنند: لطفا این میوه
ها را هم ملاحظه بفرمایید!*

 


*به اصفهانیه میگن انگیزه ات چیه هی کنکور می دی؟ میگه: به خاطر ساندیس و کیک!*

 

*یه روز به ترکه می گن با ماهیچه جمله بساز.
می گه: خر در برابره ما هیچه!*

 

*اصفهانیه به پسرش می گه وقتی می خوای با نامزدت بری سینما، داخل سینما
باهاش قرار بذار، تا اون پول بلیط خودش رو خودش بده! پسره می گه: اِاِاِاِاِ، پس
پول بلیط منو کی حساب کنه؟*

 

*آیا می دانید فاصله میان خنده و گریه چیست؟
دماغ! انسان با چشم گریه می کند و با دهان می خندد، فاصله میان دهان و چشم
هم دماغ است.*

نوشته شده توسط علی در یکشنبه هشتم دی 1387

لينك مطلب



جکستان JavaScript Codes