جکستان
*
ترکه رفته بوده چتربازی. موقع پرش از هواپیما، فرمانده بهش می گه: وقتی
پریدی بیرون دکمه سبز می زنی چترت باز می شه، یک درصد اگر باز نشد، دگمه
قرمز رو می زنی که حتما چترت باز می شه. بعد وقتی رسیدی پایین یک جیپ هم
پایین منتظرته که می بردت پادگان. حالا بپر. ترکه می پره، دگمه سبز رو
میزنه چتر باز نمی شه، دگمه قرمز رو می زنه چتر باز نمی شه، می گه: "اگه
شانس ماست، حالا وقتی برسیم پایین جیپه هم رفته!"
*![]()
*
شب اول قبر از ترکه می پرسن من ربک؟ می گه می تونم از فرصت مقایسه
استفاده کنم؟!
*![]()
*
اگه گفتی پس از مرگ مدیر عامل گوگل (البته بعد از صد و بیست سال!) به
فرزندش چی میرسه؟ گوگل ارث!
*![]()
*
به ترکه می گن: بابات مرد.
ترکه می گه: دروغ می گین! یه اتفاقی افتاده، شما می خواین به من نگین!
*![]()
*
به ترکه می گن: نفت، طلای سیاه است. ترکه فرداش یه 5 لیتری می اندازه
گردنش!
*![]()
*
بر اثر قطع برق در شهر ترکا، ده ها تن از هم شهری های ترک
ساعت ها روی پله های برقی گیر کردن!
*![]()
*
مردی با اسلحه وارد بانک شد و تقاضای پول کرد. وقتی پولها را دریافت کرد رو
به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید: آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی
کنم؟ مرد پاسخ داد: بله قربان من دیدم. سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد
گرفت و او را در جا کشت. سپس مجددا رو به زوجی کرد که نزدیک او ایستاده
بودند و از آنها پرسید آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟ مرد پاسخ
داد: نه قربان. من ندیدم اما همسرم دید!
نکته اخلاقی: وقتی شانس در خونه شما را می زنه... ازش استفاده کنید!
*![]()
*
ترکه پشه بند می خره، تاصبح نمی خوابه پشه ها رو مسخره می کنه!
*![]()
*
ترکه داشت واسه دوستش تعریف می کرد: وقتی من جوون بودم، دوست نداشتم برم
جشن های عروسی، چون تمام عمه ها و خاله های پیرم می آمدند پیش من و بهم
سیخونک می زدند و می خندیدند و می گفتند «تو نفر بعدی هستی!»، البته بعداً
همه شون از این کار دست کشیدن و این درست از وقتی بود که منم همین کار رو
عیناً با اونا می کردم، البته در مجالس ختم!
*![]()
*
کلفتی که تازه به استخدام آقا و خانم مسنی درآمده بود، می گفت: من آدم خیلی
سخت کاری هستم، توی دهمون که بودم هر روز از هشت تا اسب و الاغی که داشتیم
نگهداری می کردم، هیچ هم خسته نمی شدم، تازه شما که فقط دو نفرین!
*![]()
